


کتاب سوره مریم مخزن الاسرار کربلا - از مجموعه گفتارهای ذبح عظیم - تألیف: مهدی جمالی کیا
کتاب ذبح عظیم تألیف مهدی جمالی کیا انتشارات قدس قم# علامه مجلسی (ره) منظور و مراد از ذبح عظیم در آیه 107 سوره صافات را ماجرای ذبح حسین (ع) می داند.
الف) مقدمه
خداوند باریتعالی در آیات 83 تا 111 سوره صافات، ماجرای ذبح اسماعیل (ع) و ارتباط آن با ذبح عظیم را با ذکر مقدمات و مؤخرات آن و با لطیف ترین اشارات بیان فرموده است. مهمترین و بحث برانگیزترین فراز این ماجرا، آیه ۱۰۷ سوره صافات است که خداوند تعالی در آن میفرماید:
وَ فَدَیناهُ بِذِبحٍ عَظیمٍ
و ما ذبحی عظیم را فدای او کردیم
شیخ صدوق (ره) در کتاب عیون اخبار الرضا (ع) ، حدیثی منسوب به امام رضا (ع) نقل نموده است ، که در آن، امام رضا (ع) از حقیقت ذبح عظیم ، و ارتباط ماجرای ذبح اسماعیل (ع) با حقیقت ذبح عظیم ، و ذکر نام حسین (ع) به عنوان ذبح عظیم ، و دلیل اینکه چرا خدای عزوجل به ابراهیم (ع) امر نمود گوسفندی را به نیت ذبح عظیم ذبح کند ، سخن گفته است.
علامه مجلسی (ره) نیز ، در بحارالانوار ، این روایت منقول از امام رضا (ع) را ، از عیون اخبار الرضای شیخ صدوق نقل نموده ، و سپس شرحی بر آن نگاشته ، و با استناد به این روایت منقول از امام رضا (ع) درباره ذبح عظیم ، صراحتاً می گوید: ذبح عظیم حسین (ع) است!
در این گفتار برای درک بهتر معنای حقیقت ذبح عظیم ، و اینکه بتوانیم تبیین کنیم ذبح عظیم حسین (ع) است ، و اینکه ارتباط ماجرای ذبح اسماعیل (ع) با حقیقت ذبح عظیم چگونه است ، و آن گوسفندی که ابراهیم (ع) به امر خدا مأمور ذبح آن شد چگونه با حقیقت ذبح عظیم ربط دارد، ابتدا روایت منقول از امام رضا (ع) در عیون اخبار الرضا (ع) را درج می کنیم ، و سپس در ادامه ، شرح علامه مجلسی (ره) ذیل آن روایت را می آوریم ، تا با راهنمایی ایشان بهتر به حقیقت ماجرای ذبح عظیم دست یابیم ، و دست آخر به چند نکته مهم و قابل توجه در روایت منقول از امام رضا (ع) اشاره می کنیم ، که از زوایایی دیگر به روشنی تبیین می کند ذبح عظیم حسین (ع) است.
ب) حدیث منقول از امام رضا (ع) درباره ذبح اسماعیل (ع) و ذبح عظیم
یک روایتی از امام رضا (ع) در برخی کتب روایی و تفسیری نقل شده است که بهترین سند برای نسبت دادن آیه 107 سوره صافات به شهادت اباعبدالله الحسین (ع) است.
متن این حدیث منقول از امام رضا (ع) درباره ذبح اسماعیل (ع) و ذبح عظیم با استناد به (عیون اخبار الرضا (ع)، باب 17، ج1، ص 209) و همچنین (بحارالانوار، ج 44، ص 225 و 226) چنین است:
فَضلِ بنِ شاذانَ؛ قالَ سَمِعتُ الرِّضا (ع) یَقولُ:
لَمّا أَمَرَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِبراهیمَ أَن یَذبَحَ مَکانَ ابنِهِ إِسماعیلَ الکَبشَ الَّذی أَنزَلَهُ عَلَیهِ تَمَنَّی إِبراهیمُ أَن یَکونَ قَد ذَبَحَ ابنَهُ إِسماعیلَ بِیَدِهِ وَ أَنَّهُ لَم یُؤمَر بِذَبحِ الکَبشِ مَکانَهُ لِیَرجِعَ إِلَی قَلبِهِ ما یَرجِعُ إِلَی قَلبِ الوالِدِ الَّذی یَذبَحُ أَعَزَّ وُلدِهِ عَلَیهِ بِیَدِهِ فَیَستَحِقَّ بِذلِکَ أَرفَعَ دَرَجاتِ أَهلِ الثَّوابِ عَلَی المَصائِبِ فَأَوحَی اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیهِ یا إِبراهیمُ مَن أَحَبُّ خَلقی إِلَیکَ فَقالَ یا رَبِّ ما خَلَقتَ إِلَیکَ فَقالَ یا رَبِّ ما خَلَقتَ خَلقاً هُوَ أَحبُّ إِلَیَّ مِن حَبیبِکَ مُحَمَّدٍ (ص) فَأَوحَی اللهُ تَعالَی إِلَیهِ أَ فَهُوَ أَحَبُّ إِلَیکَ أَم نَفسُکَ قالَ بَل هُوَ أَحَبُّ إِلَیَّ مِن نَفسی قالَ فَوُلدُهُ أَحَبُّ إِلَیکَ أَم وُلدُکَ قالَ بَل وُلدُهُ قالَ فَذَبحُ وُلدِهِ ظُلماً عَلَی أَیدی أَعدائِهِ أَوجَعُ لِقَلبی قالَ یا إِبراهیمُ فَإِنَّ طائِفَهً تَزعُمُ أَنَّها مِن أُمَّهِ مُحَمَّدٍ سَتَقتُلُ الحُسَینِ ابنَهُ مِن بَعدِهِ ظُلماً وَ عُدواناً کَما یُذبَحُ الکَبشُ وَ یَستَوجِبونَ بِذالِکَ سَخَطی فَجَزِعَ إِبراهیمُ (ع) لِذالِکَ و تَوَجَّعَ قَلبُهُ و أَقبَلَ یَبکی فَأَوحَی اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیهِ یا إِبراهیمُ قَد فَدَیتُ جَزَعَکَ عَلی ابنِکَ إِسماعیلَ لَو ذَبَحتَهُ بِیَدِکَ بِجَزَعِکَ عَلَی الحُسَینِ وَ قَتلِهِ وَ أَوجَبتُ لَکَ أَرفَعَ دَرَجاتِ أَهلِ الثَّوابِ عَلَی المَصائِبِ وَ ذلِکَ قَولُ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ فَدَیناهُ بِذِبحٍ عَظیم
ترجمه حدیث منقول از امام رضا (ع) درباره ذبح اسماعیل (ع) و ذبح عظیم:
فضل بن شاذان گفت: شنیدم از حضرت رضا (ع)که فرمود:
حق تعالی به ازای ذبح اسماعیل (ع) قوچی را فرستاد تا به جای او ذبح شود ، حضرت ابراهیم (ع) آرزو کرد؛ کاش میشد فرزندش را به دست خود ذبح کند ، و مامور به ذبح گوسفند نمیشد ، تا به سبب درد و مصیبتی که از این راه به دل و جان او وارد میشود ، مصیبت پدری باشد که عزیزترین فرزندش را به دست خود در راه خدا ذبح کرده ، تا از این طریق بالاترین درجات اهل ثواب در مصیبتها را به دست آورد.
در این میان خطاب وحی از خدای متعال به ابراهیم (ع) رسید که: محبوبترین مخلوقات من نزد تو کیست؟ حضرت عرضه داشت: هیچ مخلوقی پیش من محبوبتر از حبیب تو محمد (ص) نیست. پس وحی آمد که آیا او را بیشتر دوست داری یا خودت را؟ ابراهیم (ع) گفت: او پیش من از خودم محبوبتر است. خدای متعال فرمود: فرزند او را بیشتر دوست داری یا فرزند خود را؟ ابراهیم (ع) عرض کرد: فرزند او را بیشتر دوست دارم.
پس حق تعالی فرمود: آیا ذبح فرزند او (حسین (ع)) به دست دشمنان از روی ستم، بیشتر دل تو را میسوزاند یا ذبح فرزند خودت به دست خودت در اطاعت من؟! عرض کرد: پروردگارا! ذبح او به دست دشمنان بیشتر دلم را میسوزاند.
در این هنگام خدا خطاب کرد: ای ابراهیم! به یقین جمعی که خود را از امت محمد (ص) میشمارند، فرزند او حسین (ع) را از روی ظلم و ستم و با عداوت و دشمنی، ذبح خواهند کرد ، همانگونه که گوسفند را ذبح میکنند ، و به این سبب مستوجب خشم و عذاب من میگردند.
ابراهیم (ص) از شنیدن این خبر جانکاه، ناله و فریاد برآورد و قلب و جان او به درد آمد ، و بسیار گریه نمود و دست از گریه برنمیداشت ، تا اینکه وحی از جانب پروردگار جلیل رسید: «ای ابراهیم! گریه تو بر فرزندت اسماعیل (ع) اگر او را به دست خود ذبح میکردی را ، فدا کردم به گریهای که تو بر حسین (ع) و شهادتش کردی ، و بدین سبب بالاترین درجات اهل ثواب در مصیبتها را به تو دادم».
در پایان امام رضا (ع) فرمود: این است مفهوم قول خداوند عز و جل؛ «وَ فَدَیناهُ بِذِبحٍ عَظیم».
ج) شرح علامه مجلسی (ره) ذیل روایت منقول از امام رضا (ع)
مرحوم علامه مجلسی (ره) ذیل این روایتی که از قول امام رضا (ع) در بحارالانوار آورده، تفسیری جالب از جانب خود درباره آن نگاشته که بسیار روشنگرانه و قابل تأمل است.
(علامه مجلسی (ره) نیز همچون برخی دیگر از مفسرین عقیده دارند ذبح عظیم حسین (ع) است):
أقول : قد اورد على هذا الخبر إعضال وهو أنه إذا کان المراد بالذبح العظيم قتل الحسين (ع) لا يکون المفدى عنه أجل رتبة من المفدى به فان أئمتنا صلوات الله عليهم أشرف من اولي العزم : فکيف من غيرهم؟ مع أن الظاهر من استعمال لفظ الفداء ، التعويض عن الشئ بما دونه في الخطر والشرف.
واجيب بأن الحسين (ع) ما کان من أولاد إسماعيل فلو کان ذبح إسماعيل لم يوجد نبينا وکذا سائر الائمة وسائر الانبياء : من ولد إسماعيل (ع) فإذا عوض من ذبح إسماعيل بذبح واحد من أسباطه وأولاده وهو الحسين (ع) فکأنه عوض عن ذبح الکل وعدم وجودهم بالکلية بذبح واحد من الاجزاء بخصوصه ولا شک في أن مرتبة کل السلسة أعظم وأجل من مرتبة الجزء بخصوصه.
وأقول : ليس في الخبر أنه فدى إسماعيل بالحسين ، بل فيه أنه فدى جزع إبراهيم على إسماعيل ، بجزعه على الحسين (ع) ، وظاهر أن الفداء على هذا ليس على معناه بل المراد التعويض ، ولما کان أسفه على مافات منه من ثواب الجزع على ابنه ، عوضه الله بما هو أجل وأشرف وأکثر ثوابا ، وهو الجزع على الحسين (ع).
والحاصل أن شهادة الحسين (ع) کان أمرا مقررا ولم يکن لرفع قتل إسماعيل حتى يرد الاشکال ، وعلى ما ذکرنا فالآية تحتمل وجهين : الاول أن يقدر مضاف ، أي « فديناه بجزع مذبوح عظيم الشأن » والثاني أن يکون الباء سببية أي « فديناه بسبب مذبوح عظيم بأن جزع عليه » وعلى التقديرين لا بد من تقدير مضاف أو تجوز في إسناد في قوله « فديناه » والله يعلم.
ترجمهی شرح علامه مجلسی (ره) ذیل روایت منقول از امام رضا (ع):
در این خبر اشکالی وارد آورده اند ، و آن این است که (می گویند) نمی توانیم بگوئیم مراد از ذبح عظیم، قتل حسین (ع) است، (زیرا) شخصی را که فدای شخص دیگری قرار می دهند نباید والامقام تر از آن شخص باشد ، به ویژه اینکه مقام ائمه ما (ع) حتی از پیامبران اولولعزم هم والاتر است، چه برسد نسبت به دیگران!
در حالیکه (در پاسخ این اشکال باید بگوئیم) ظاهراً استعمال کلمه فداء در این آیه به این معناست که: «معاوضه کردن امری با امر دیگری که عواقب و مخاطرات کمتری دارد» ( یعنی ذبح حسین (ع) به دست دشمنان خدا ، عواقب نکوهیده و مکروه کمتری دارد نسبت به اینکه یک پیامبر اولوالعزمی، فرزند باایمان و بی گناه خود را به دست خود ذبح کند!).
و من جواب می دهم: که اگر اسماعیل (ع) ذبح می شد ، دیگر حسین (ع) که از فرزندان اسماعیل (ع) است به دنیا نمی آمد!
پیامبر ما (ص) و بقیه ائمه اطهار (ع) و همه پیامبرانی (ع) که مقدر بود از نسل او زاده شوند نیز همینطور!
پس اگر (خدا) ذبح اسماعیل (ع) را معاوضه کند با ذبح یکی از ذریه و اولاد او (که حسین (ع)است) مثل این است که ذبح کل آن ذریه و پیامبرانی که از نسل اسماعیل (ع) زاده شده را معاوضه کرده است با ذبح یکی از اجزاء آنان (حسین (ع)).
و شکی نیست که مقام کل زنجیره (علی الخصوص مقام شامخ محمد و علی و فاطمه (ص) که از نسل اسماعیل (ع) هستند) از مقام یک جزء آنان والاتر و ارجمندتر است.
و میگویم: در خبر نیامده است که حسین (ع) را فدای اسماعیل (ع) کرد! بلکه داغ ابراهیم (ع) بر شهادت حسین (ع) را عوض داغ از دست دادن اسماعیل (ع) قرار داد.
و به نظر می رسد در این امر مراد از فداء شدن نیست! بلکه مقصود معاوضه و جایگزین کردن است.
و چون (ابراهیم (ع)) به خاطر از دست دادن ثوابی که از داغ فرزندش می برد ، افسوس خورد ، خداوند ثواب جزع بر مصیبت حسین (ع) را برایش عوض آن قرار داد که بسیار والاتر است و ثواب بیشتری دارد.
نتیجه (نکته مهم) اینکه شهادت حسین (ع) از "مقدرات حتمی خدا" بود! نه اینکه برای جلوگیری از ذبح شدن اسماعیل (ع) مقدر شده باشد! و اکنون کسی بخواهد به آن ایراد بگیرد!
پس با توجه به آنچه اشاره کردیم، آیه دو معنا دارد:
اوّل اینکه بگوئیم مضاف است. یعنی: «جزع کردن بر ذبیحی که مقام او بالاتر است را عوض قرار دادیم بر جزع کردن بر او»،
و دوم اینکه بگوئیم حرف "باء" در این آیه سببیه است. یعنی «به سبب اینکه بر آن ذبح عظیم (حسین (ع)) جزع نمود ، آن را عوض او (جزع کردن بر داغ فرزندش) قرار دادیم».
و مطابق هر دو تخمین باز به همان تخمین مضاف می رسیم که بخواهیم سندی بر قول خدای تعالی قرار دهیم که فرمود: «فدیناه». (والله اعلم)
(بحار الأنوار ، ج 44، ص 226)
د) چند نکته مهم و قابل توجه در روایت منقول از امام رضا (ع) که تبیین می کند ذبح عظیم حسین (ع) است
با توجه و تدبر در روایت منقول از امام رضا (ع) که درباره حقیقت ذبح عظیم بیان فرموده اند به چند نکته بسیار ظریف و لطیف ، که در میان کلمات و جملات مستور شده بر می خوریم. برای برجسته کردن آن نکات و دستیابی به حقیقت ماجرای ذبح عظیم چند سؤال مطرح می کنیم:
1- بر اساس روایت امام رضا (ع) انگیزه حضرت ابراهیم (ع) از ذبح اسماعیل (ع) چه بود؟
2- آیا حضرت ابراهیم (ع) در حال قربانی کردن اسماعیل (ع) به سبب نذری بود که کرده بود؟ یا در حال انجام مأموریتی از جانب خدا بود؟
3- آیا در دین خدا پیامبران و رسولان (که الگوی مردمند) مجاز به ذبح فرزند صالح خویش هستند؟
4- آیا ذبح فرزند صالح ، جزئی از دین و آئین و مرام و منش الهی است؟
5- آیا خدا از روی اراده حتمی اینچنین فرمان داده بود که ابراهیم (ع) فرزند صالحش را بدست خودش ذبح کند؟
قطعاً اینچنین نبوده و نیست.
نه در دین و آئین و مرام و منش خدا چنین مشیتی هست و نه ابراهیم (ع) قصد داشته فرزند صالح خویش را بدست خودش ذبح کند.
ابراهیم نبی (ع) به امر خداوند حکیم ، الگو و سرمشق همه مردم عالم (حتی پیامبر خاتم (ص) و پیروانش) معرفی شده است.
و اگر اینچنین بود ، علاوه بر پیامبران و اولیای خدا ، جمعیت زیادی از مردم نیز در طول تاریخ با الگو گرفتن از حضرت ابراهیم (ع) فرزند صالح خود را قربانی درگاه خدا نموده و بدست خود ذبح می کردند!
فلذا همه جوانب امر بیانگر آنست که قطعاً اینگونه نبوده و نیست و پی بردن به حقیقت ماجرا نیازمند آگاهی و شناخت از مقدمات و مؤخرات این مشیت الهی است.
این ماجرا ابعاد بسیار مفصلی دارد که شرح آن در این گفتار نمی گنجد. لیکن از علاقمندان دعوت می کنیم در فرصت هایی مناسب، سلسله گفتارهای ذبح عظیم (علی الخصوص گفتار جایگاه ابراهیم نبی (ع) در اسلام ناب محمدی (ص)) را که در کتاب ذبح عظیم (انتشارات قدس قم، تألیف مهدی جمالی کیا) منتشر نمودهایم (و در سایت ذبح عظیم www.zebheazim.ir نیز بصورت آنلاین در دسترس است) مطالعه بفرمایند.
توجه به این نکته بسیار مهم است که ابراهیم خلیل الله (ع) بنیانگزار اسلام ناب محمدی است.
و خداوند متعال در قرآن کریم بارها و بارها با تأکیداتی بی نظیر به همه مردم و پیامبران (و حتی به پیامبر خاتم (ص)) سفارش نموده است از او الگو بگیرند و در تبلیغ دین خدا به همان شیوه رفتار کنند که ابراهیم خلیل الله (ع) رفتار می کرد.
ابراهیم (ع) الگو و سرمشق همه اهل عالم و بنا به نص آیه 124 سوره بقره صاحب مقام امامت همه مردم است.
سوره انعام، آیه 161:
قُلْ إِنَّنِی هَدَانِی رَبِّی إِلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ دِینًا قِیمًا مِلَّةَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفًا وَمَا کَانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ
(ای پیامبر) بگو: همانا خداوند مرا به "صراط مستقیم" هدایت کرده است. دینی که بر پایه آیین توحیدی ابراهیم (ع) بنا شده، و او هرگز از مشرکین نبود
سوره آل عمران، آیه 95:
قُلْ صَدَقَ اللَّهُ فَاتَّبِعُوا مِلَّةَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفًا وَمَا کَانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ
بگو خداوند از روی صداقت می گوید (این سخنان او استعاره و تشبیه نیست! حقیقت محض است!)
پس [بدون تردید] از آیین توحیدی ابراهیم (ع) پیروی کنید و [به یقین بدانید] او هرگز از مشرکین نبود
سوره ممتحنه، آیه 4:
قَدْ کانَتْ لَکُمْ اُسْوَهٌ حَسَنَهٌ فی اِبْراهیمَ وَ الذَّینَ مَعَهُ
همانا در ابراهیم (ع) وکسانی که با او بودند برای شما الگوی نیکویی هست
سوره بقره، آیه 124:
وَإِذِ ابْتَلَىٰ إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا....
هنگامی که خداوند، ابراهیم (ع) را با مقدرات گوناگونی آزمود و او به خوبی از عهده آن آزمونها برآمد.
خداوند به او فرمود: [من تو را امام و پیشوای مردم قرار میدهم!].
سوره آل عمران، آیه 67:
ما کانَ إِبْراهیمُ یَهُودِیًّا وَ لا نَصْرانِیًّا وَ لکِنْ کانَ حَنیفاً مُسْلِماً وَ ما کانَ مِنَ الْمُشْرِکینَ
ابراهیم (ع) یهودی و نصرانی نبود. بلکه موحد و مسلمان بود و هرگز از مشرکین نبود.
سوره آل عمران، آیه 68:
إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْرَاهِیمَ لَلَّذِینَ اتَّبَعُوهُ وَهَٰذَا النَّبِی وَالَّذِینَ آمَنُوا وَاللَّهُ وَلِی الْمُؤْمِنِینَ
همانا نزدیکترین مردم به ابراهیم (ع) کسانی اند که از او پیروی کردند. و (بویژه) این پیامبر(محمد (ص)) و کسانی که ایمان آورده اند. و خدا یاور مومنان است.
سوره نحل، آیه 123:
ثُمَّ أَوْحَینَا إِلَیکَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفًا وَمَا کَانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ
آن گاه بر تو - ای محمد (ص) - وحی کردیم که از آیین ابراهیم (ع) پیروی کن که یکتا پرست بود و هرگز به خدای یکتا شرک نیاورد
سوره بقره، آیه 130:
وَمَنْ یرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْرَاهِیمَ إِلَّا مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ وَلَقَدِ اصْطَفَینَاهُ فِی الدُّنْیا وَإِنَّهُ فِی الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِینَ
و چه کسی از آیین ابراهیم (ع) روی گردان خواهد شد بجز کسی که خودش را به سفاهت زده باشد؟! ما او را در این جهان برگزیدیم؛ و او در آخرت، از صالحان است.
سوره نساء، آیه 125:
وَمَنْ أَحْسَنُ دِینًا مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ وَاتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفًا وَاتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلاً
و دین و ایمان چه کسی بهتر از کسی است که به حالت تسلیم رو به الله دارد (اسلام آورده) و کار نیکو میکند و از آیین توحیدی ابراهیم (ع) پیروی میکند. و خداوند ابراهیم (ع) را خلیل خود برگزید.
سوره بقره، آیه 135:
وَقَالُوا کُونُوا هُودًا أَوْ نَصَارَىٰ تَهْتَدُوا قُلْ بَلْ مِلَّةَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفًا وَمَا کَانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ
(اهل کتاب) گفتند: «یهودی یا مسیحی شوید، تا هدایت یابید!» بگو: (این آیینهای تحریف شده، هرگز نمیتواند موجب هدایت گردد) بلکه از آیین توحیدی ابراهیم (ع) پیروی می کنیم! که او هرگز از مشرکان نبود!.
شیوه نبوت و رسالت ابراهیم (ع) چگونه بود که اینقدر مورد رضایت خداوند باریتعالی قرار گرفته و در قرآن کریم به همه مردم و پیامبران (و حتی پیامبر خاتم (ص) و پیروانش) توصیه فرموده از او الگو بگیرند؟
از مجموعه معارفی که در قرآن و روایات اهل بیت بدان اشاره شده می توان به وضوح نتیجه گرفت ، شیوه نبوت و رسالت ابراهیم نبی (ع) بر پایه صبر و ایثار و حکمت و موعظه حسنه بوده است
(باز هم به سبب گستردگی این مبحث از علاقمندان دعوت می کنیم برای آشنایی بیشتر با این موضوعات و مستندات آن ، به گفتار جایگاه ابراهیم نبی (ع) در اسلام ناب محمدی (ص) مراجعه بفرمایند).
در حدیث منقول از امام رضا (ع) نیز دقیقاً به همین نکات کلیدی اشاره شده است.
یعنی حضرت ابراهیم (ع) به یک قاعده ای در تبلیغ دین خدا دست یافته بود که باور داشت پیامبران و رهبران دینی باید با تبلیغ روشنگرانه (البلاغ المبین) و حکمت (عاقبت اندیشی) و موعظه حسنه (بهترین شیوههای پند و اندرز دادن) مردم را به دین خدا دعوت کنند چرا که خدای تعالی مردم را در گرایش به دین خدا صاحب اختیار قرار داده و به آنها حق انتخاب داده است.
لذا هیچکس (حتی پیامبران خدا) حق ندارند با روشهای مبتنی بر سلطه و اجبار و اکراه ، مردم را به دین خدا وادارند.
مهمترین آئین و سنت حکیمانه حضرت ابراهیم (ع) در چگونگی دعوت مردم به دین خدا توسل به صفات صبر و ایثار بود.
تا آنجا که طرحی را برپایه والاترین درجات صبر و ایثار از جانب یک پیامبر والا مقام خدا پی ریزی کرد.
بر اساس این طرح باید یک پیامبر عالی مقامی (که در پیشگاه خدا والاترین مقام و مرتبت را دارد) از جنس خود مردم شود و بیاید در میان مردم و همانند خودشان با آنها زندگی کند (پیامبر امّی) تا محبت او بطور فراگیر در عمق جان و دل مردم نفوذ کند و همگان او را امین و خیرخواه خود و سمبل رحمت و شفقت ودلسوزی بشناسند.
آنگاه روزی در یکی از فرازهای تاریخی و سرنوشت ساز (که خدا تقدیر می کند) فرزند صالح و نور چشمی آن پیامبر خدا (که در پیشگاه خدا و رسولان خدا و همه مردم عزیز و محترم است) برای احیای دین خدا بگونه ای در پیش چشم مردم ذبح شود و آنچنان صحنهی جگر سوزی پدید بیاید که دل همگان به حال او بسوزد و ناله و ضجه مردم از ته دل بر آید و به حال او اشک بریزند و حسرت بخورند و بطور واضح به حقانیت او پی ببرند و به واسطه چراغ هدایت او دین خدا را از میان سایر ادیان و مذاهب و فرقه های ضاله تشخیص دهند.
درحالیکه آن پیامبر بزرگ خدا و فرزند نور چشمی اش با رضایت و تسلیم به این تقدیر خدا تن دهند و صبر پیشه کنند تا بدینسان بتوانند الگو و سرمشقی برای احیای دین خدا رقم زده باشند.
خدای تعالی ابراهیم و اسماعیل (علیهما السلام) را به آزمونی که بیانگر این حقیقت باشد آزمود و درحالی که هرگز اراده حتمی ننموده بود ابراهیم (ع) فرزندش را ذبح کند ، او را امر به ذبح فرزندش نمود (بداء نمود) تا صداقت او را در پیش چشم مردم به نمایش بگذارد و این حقیقت را به بهترین شیوه تبیین کند.
الرّضا (ع):
إِنَّ لِلَّهِ إِرَادَتَیْنِ وَ مَشِیَّتَیْنِ إِرَادَةَ حَتْمٍ وَ إِرَادَةَ عَزْمٍ
به درستیکه خدا را دو اراده و دو مشیّت است؛ یکی ارادهی حتمی و دیگری ارادهی عزمی،
یَنْهَی وَ هُوَ یَشَاءُ وَ یَأْمُرُ وَ هُوَ لَا یَشَاءُ
که [گاهی] نهی می¬کند درحالیکه میخواهد بشود! و [گاهی] امر میکند درحالیکه میخواهد نشود!
أَوَمَا رَأَیْتَ أَنَّ اللَّهَ نَهَی آدَمَ وَ زَوْجَتَهُ أَنْ یَأْکُلَا مِنَ الشَّجَرَهِ وَ هُوَ شَاءَ ذَلِکَ
آیا ندیدی که خداوند آدم و همسر او را نهی فرمود که از آن شجره بخورند؟ درحالیکه خدا آن را خواسته بود (که بخورند)
وَ لَوْ لَمْ یَشَأْ لَمْ یَأْکُلَا
و اگر [قطعاً] نمیخواست بخورند آنها نمیخوردند،
وَ لَوْ أَکَلَا لَغَلَبَتْ مَشِیَّتُهُمَا مَشِیَّهَ اللَّهِ
و اگر درحالیکه نمیخواست بخورند و آنها میخوردند، مشیّت ایشان بر مشیّت خدا غالب شده بود.
وَ أَمَرَ إِبْرَاهِیمَ بِذَبْحِ ابْنِهِ وَ شَاءَ أَنْ لَا یَذْبَحَهُ
و ابراهیم (ع) را به سر بریدن فرزندش اسماعیل (ع) امر فرمود درحالیکه میخواست که او را سر نبرد
وَ لَوْ لَمْ یَشَأْ أَنْ لَا یَذْبَحَهُ لَغَلَبَتْ مَشِیَّهُ إِبْرَاهِیمَ مَشِیَّهَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل
و اگر نمیخواست که ذبح انجام نگردد، مشیّت ابراهیم (ع) بر مشیّت خدای عزّوجلّ غالب گردیده بود.
(بحار الأنوار، ج۵، ص۱۰۱)
الصّادق (ع):
مَا بَدَا لِلَّهِ بَدَاءٌ کَمَا بَدَا لَهُ فِی إِسْمَاعِیلَ أَبِی
برای خدا بدائی حاصل نشد، چنانکه درباره پدرمان اسماعیل (ع) برایش بداء حاصل شد،
إِذَا أَمَرَ أَبَاهُ بِذَبْحِهِ ثُمَّ فَدَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیم
هنگامیکه پدرش را به ذبح او فرمان داد، و سپس او را به ذبحی عظیم فدیه نمود
(بحار الأنوار، ج۴، ص۱۰۹)
خدای تعالی خودش ابراهیم (ع) را برای این رسالت بزرگ تربیت نموده بود و ابراهیم (ع) از جانب خدا به این معرفت آگاهی یافته بود که رهبران دینی باید در تبلیغ دین از خود صبر نشان دهند و ایثار کنند.
این یک قاعده مهم از اسرار خلقت خدا درباره نوع بشر است.
مردم نباید از جانب ولی خدا احساس سلطه طلبی و اجبار و اکراه کنند. و بالعکس وقتی ببینند اشرف مخلوقات خدا برای هدایت مردم و احیای دین خدا از خود ایثار کرده و صبر پیشه میکنند دلشان نرم میشود و دین خدا را در اعماق قلبشان جای می دهند.
با دقت در روایت منقول از امام رضا (ع) که فضل بن شاذان از ایشان نقل نموده ، همین نکات را بخوبی کشف می کنیم:
لَمّا أَمَرَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِبراهیمَ أَن یَذبَحَ مَکانَ ابنِهِ إِسماعیلَ الکَبشَ الَّذی أَنزَلَهُ عَلَیهِ تَمَنَّی إِبراهیمُ أَن یَکونَ قَد ذَبَحَ ابنَهُ إِسماعیلَ بِیَدِهِ وَ أَنَّهُ لَم یُؤمَر بِذَبحِ الکَبشِ مَکانَهُ لِیَرجِعَ إِلَی قَلبِهِ ما یَرجِعُ إِلَی قَلبِ الوالِدِ الَّذی یَذبَحُ أَعَزَّ وُلدِهِ عَلَیهِ بِیَدِهِ فَیَستَحِقَّ بِذلِکَ أَرفَعَ دَرَجاتِ أَهلِ الثَّوابِ عَلَی المَصائِبِ
ابراهیم (ع) به عنوان الگوی همه مردم می خواست به بالاترین درجات دلسوختن و رقت قلب دست یابد. آن هم با ایثار و ذبح فرند نور چشمی اش در راه تبلیغ و احیای دین خدا.
او با اینکه این نکته را دریافته بود و قصد اجرای آن را داشت ، اما اختیاری از خود نداشت که چنین کند ، تا اینکه خدا نیت او را پسندید و با اینکه هرگز نمی خواست ابراهیم (ع) بدست خود ، فرزندش را ذبح کند ، بداء نمود و برای تبیین این حقیقت و اثبات صداقت ابراهیم و اسماعیل (علیهما السلام) آنان را به اجرای آزمون ذبح فرزند یکی از پیامبران بزرگ خدا فرمان داد.
ابراهیم (ع) هم می دانست خداوند سبحان ، منزه تر از آنست که به پیامبر محبوب خود امر کند فرزند صالحش را بدست خود ذبح کند و یک چنین رویهای هرگز در مرام و منش خدای تعالی و دین برحق او نیست.
اما با مساعدت اسماعیل (ع) از سر تسلیم و رضا و صبر ، فرمان خدا را با جدیت به انجام رساند و اگر خدای تعالی در واپسین لحظات او را منع نمی کرد قطعاً اسماعیل (ع) را ذبح می کرد (چون اختیار آغاز و پایان این آزمون بزرگ با خدا بود و ابراهیم (ع) به قدری تسلیم امر خدا بود که آرزو می کرد ای کاش خدا مانع نمی شد و او می توانست مراتب والای صبر و تسلیم و رضا و صداقت خود در برابر مشیت و تقدیر خدا را نشان بدهد).
فَأَوحَی اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیهِ یا إِبراهیمُ مَن أَحَبُّ خَلقی إِلَیکَ فَقالَ یا رَبِّ ما خَلَقتَ إِلَیکَ فَقالَ یا رَبِّ ما خَلَقتَ خَلقاً هُوَ أَحبُّ إِلَیَّ مِن حَبیبِکَ مُحَمَّدٍ (ص) فَأَوحَی اللهُ تَعالَی إِلَیهِ أَ فَهُوَ أَحَبُّ إِلَیکَ أَم نَفسُکَ قالَ بَل هُوَ أَحَبُّ إِلَیَّ مِن نَفسی قالَ فَوُلدُهُ أَحَبُّ إِلَیکَ أَم وُلدُکَ قالَ بَل وُلدُهُ قالَ فَذَبحُ وُلدِهِ ظُلماً عَلَی أَیدی أَعدائِهِ أَوجَعُ لِقَلبی قالَ یا إِبراهیمُ فَإِنَّ طائِفَهً تَزعُمُ أَنَّها مِن أُمَّهِ مُحَمَّدٍ سَتَقتُلُ الحُسَینِ ابنَهُ مِن بَعدِهِ ظُلماً وَ عُدواناً کَما یُذبَحُ الکَبشُ وَ یَستَوجِبونَ بِذالِکَ سَخَطی
در این بخش از روایت ، با در نظر گرفتن اصل این معرفت که فرزند یکی از پیامبران بزرگ خدا باید ایثار کند و برای احیای دین خدا ذبح شود تا ماجرای جگر سوز ذبحش مایه دلسوزی و رقت قلب مردم گردد ، به محاوره ای میان ابراهیم (ع) و خدای تعالی اشاره شده که به روشنی تبیین شود آن پیامبر بزرگ خدا که قرار است این الگو را به اجرا در آورد ، اشرف مخلوقات خدا و حبیب درگاه خدا ، محمد مصطفی (ص) است و این فرزند او (حسین (ع)) است که باید به این مشیت الهی عمل کند.
آن هم نه اینکه بدست پدرش که اشرف انبیای خداست ذبح شود بلکه بدست شرورترین و خبیث ترین مخلوقات خدا و از روی ظلم و ستم ذبح شود که مردم از شنیدن خبر ذبح مظلومانه او جگرشان بسوزد و ناله و شیون از نهادشان برآید. و از طرفی این واقعه موجب روشن شدن مرز میان حق و باطل گردد و چراغ روشنی برای هدایت قرار گیرد.
فَجَزِعَ إِبراهیمُ (ع) لِذالِکَ و تَوَجَّعَ قَلبُهُ و أَقبَلَ یَبکی فَأَوحَی اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیهِ یا إِبراهیمُ قَد فَدَیتُ جَزَعَکَ عَلی ابنِکَ إِسماعیلَ لَو ذَبَحتَهُ بِیَدِکَ بِجَزَعِکَ عَلَی الحُسَینِ وَ قَتلِهِ وَ أَوجَبتُ لَکَ أَرفَعَ دَرَجاتِ أَهلِ الثَّوابِ عَلَی المَصائِبِ وَ ذلِکَ قَولُ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ فَدَیناهُ بِذِبحٍ عَظیم
در این بخش از روایت به جگر سوز بودن ماجرای ذبح اباعبدالله الحسین (ع) اشاره شده و اینکه ابراهیم (ع) تا چه حد از شنیدن این خبر تحت تأثیر قرار گرفت و جگرش سوخت و ناله و ضجه بر آورد. و دیگر اینکه خدای تعالی عزاداری برای حسین (ع) را جایگزین عزاداری برای اسماعیل(ع) نمود.
بنابر این مطابق روایتی که فضل بن شاذان از امام رضا (ع) نقل نموده ، اصل واقعه ذبح عظیم ، ذبح مظلومانه اباعبدالله الحسین (ع) در روز عاشوراست که ذبح فرزند اشرف انبیای الهی است و هر شنونده ای با شنیدن این خبر جگرش می سوزد و ناله و ضجه از نهادش بر می خیزد.
ذبح عظیم که ذبح حسین (ع) است یک مکتب روشنگر الهی با ابعاد و زوایای متعددی است که چراغ هدایت بشر و کشتی نجات آنان است.
ذبح اسماعیل (ع) و ذبح آن گوسفندی که خدا به ابراهیم (ع) فرمان داد ذبح کند ، و گوسفندهایی که به همه پیروان آئین ابراهیمی سفارش گردیده در همه دورانها در مناسک حج ابراهیمی ذبح کنند ،یک وسیله ای برای الگو برداری و سرمشق گرفتن و زنده نگه داشتن اصل ماجرای ذبح عظیم است. نه اینکه کسی قائل باشد آن گوسفند یا همه گوسفندان ذبح شده در منا اصل حقیقت ذبح عظیمند.
ذبح عظیم ذبح حسین (ع) است که از مقدرات ازلی و حتمی خداست و خدای تعالی خبر آن را حتی قبل از خلقت آدم (ع) به اهل آسمان داده بود.
ذبح عظیم در پیشگاه خدا والاتر و ارجمندتر از آنست که بخواهد فدای حقیقت دیگری بشود و بلکه اگر بگوئیم جا دارد همهی عالم به فدای او بشود ، سخنی گزاف نگفته ایم.
هرکس در هر دورانی از تاریخ ، هر قربانی و هر پیشکشی را به نیت ذبح عظیم تقدیم درگاه خدا کرده باشد ، در حقیقت توسلی به اصل ماجرای ذبح عظیم (حسین (ع)) نموده و نباید این معنا را به حواشی دیگر تفسیر کرد. از آدم و هابیل (علیهما السلام) گرفته تا ابراهیم و اسماعیل (علیهما السلام) و زکریا و یحیی (علیهما السلام) و جناب عبدالمطلب و عبدالله (پدر رسول اکرم (ص)).
ه) معرفی کتاب ذبح عظیم، تألیف مهدی جمالی کیا
کتاب ذبح عظیم، (تألیف مهدی جمالی کیا) با استناد به آیات قرآن کریم و روایات منقول از اهل بیت (علیهم السلام) به تبیین ابعاد حقیقت ذبح عظیم می پردازد.
رویکرد گفتارهای این کتاب مبتنی بر حذف اسرائیلیات و بهره برداری از روایات ائمه اطهار (علیهم السلام) در ترجمه آیات 83 تا 111 سوره صافات و نسبت دادن حقیقت ذبح عظیم به اباعبدالله الحسین (ع) است.
• ذبح عظیم چیست؟
• «ذبح عظیم» یک حقیقت بزرگ در تمام طول تاریخ خلقت است که خداوند متعال از روز اول خلقت طرح آن را پی ریزی کرده بود و خبر آن را قبل از خلقت آدم به همه اهل آسمان داده بود و ملایک خدا نیز خبر این واقعه عظیم را به همه انبیاء و اولیاء در همه دورانها داده اند.
• «ذبح عظیم» ماجرای ذبح فرزند اشرف مخلوقات خدا بدست شرور ترین خلق خداست.
• «ذبح عظیم» ذبح حسین ابن علی (ع) است که بر اساس تقدیر ازلی خدا، در حساس ترین شرایط زمانی، راضی به قضای الهی میشود و با ایثار خون خود دین خدا را احیا میکند.
• «ذبح عظیم» در میان ملایک و انبیاء و اولیای خدا از مشهور ترین وقایع تاریخ خلقت است که همه میدانند تا چه حد در نزد خدا عظمت و حرمت دارد و هرکس به آن متوسل شود در پیشگاه خدا به چه درجاتی دست میابد.
• اینکه خدا در سوره صافات ماجرای ذبح اسماعیل (ع) را بیان فرموده و در نهایت میفرماید به ابراهیم (ع) گفتیم «توصداقت خود را ثابت کردی و ما آنرا فداکردیم به «ذبح عظیم»!» یعنی اینکه خدا آنچه را ابراهیم (ع) در سر داشت و نیت کرده بود فدای ماجرای ذبح اباعبدالله الحسین (ع) فرمود!.
• حضرت ابراهیم (ع) چه نیتی در سر داشت؟
• مطابق آیه ۱۰۰ سوره صافات او از خدا خواسته بود: «رب هب لی من الصالحین» - یعنی: پروردگارا مقامی از مقامات «صالحین» را نصیب من بفرما!
• «صالحین» در نزد خدا و ملایک و انبیاء و اولیای خدا بطور خاص به خاندان محمد و آل محمد (ص) اطلاق میشود که اصلاح کار خلق خدا در دنیا و آخرت بدست آنان انجام میشود.
• جبرئیل امین در ابتدای دوران رسالت حضرت ابراهیم (ع)، به اذن خدا عرش الهی را نشان آن حضرت داد و ابراهیم نبی (ع) اسامی محمد و آل محمد (ص) را بر ساق عرش الهی دید که بسیار نورانی بودند و در باره ماهیت یکیک آن اسامی (از جمله حسین (ع)) از جبرئیل امین پرسید و آگاهی یافت.
گویا در آن حالت، نور حسین (ع) جذابیت خاصی برای ابراهیم نبی (ع) داشت و دانست که قدرت هدایت این نور در میان خلق خدا معجزه میکند. زیرا که دانسته بود حسین (ع) کسی است که روزگاری در حساس ترین شرایط زمانی و در برابر شدیدترین فتنههای دشمنان خدا بنابرمشیت الهی راضی میشود از جان بگذرد و در راه خدا ذبح شود تا بدین سبب مرز بین حق و باطل کاملا برای مردم مشخص گردد.
تا خونش موجب احیای دین خدا شود و ماجرای ذبح او چنان بر سر زبان مردم بیفتد که هرکس ماجرای شهادت جانسوزش را شنید (به واسطه بر حق بودنش) جگرش بسوزد و دلش نرم شود و با توسل به او به دین خدا گرایش یابد.
لذا در زمانی که از خدا میخواست مقامی از مقامات صالحین را به وی عنایت فرماید، در سرش آرزوی مقام پدری اینچنین فرزندی را داشت.
یعنی آرزو میکرد کاش خدا نور حسین (ع) را در ذریه او قرار دهد (چرا که حسین (ع) نیز میبایست همچون سایر مردم از نسل یک خاندانی به دنیا بیاید و ابراهیم (ع) آرزو داشت این شرافت نصیب او شود).
این موضوع در برخی تفاسیر قدیمی بصورتی کلی به این شکل بیان شده که ابراهیم (ع) به درگاه خدا نـذر کرد اگر خدا فرزندی به او داد او را در راه خدا قربانی کند.
در آیات بعدی میبینیم که خدا مژده فرزند پسری را به او میدهد (که نامش را اسماعیل گذاشتند) و هنگامی که پسر به سن بلوغ رسید بطور غیر مستقیم (در خواب) از او میخواهد تا پدر و پسر برای همگان به نمایش بگذارند که آیا ظرفیت و اهلیت چنین شرافتی را دارند؟ آیا اگر روزی مشیت خدا بر ذبح عزیزترین فرزندشان بود در برابر خواست خدا تسلیم و رضا خواهند بود؟
و آنگاه که پدر و پسر به کمک هم (به بهترین شکلی که خدا آن را پسندید) مراتب عالی رضا و تسلیم در برابر خواست الهی را به نمایش گذاشتند، ناگهان از جانب خدا ندا رسید که ای ابراهیم چقدر خوب صداقت خود را در باره آنچه در رؤیاهایت میپروراندی (و آرزوی قلبی تو بود که یک عمر از درگاه خدا طلب میکردی) به اثبات رساندی! «قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا» (صافات - 105).
اکنون ما آنچه را در سر داشتی و آرزو میکردی فدای اصل ماجرای ذبح عظیم کردیم!
وَ فَدَیناهُ بِذِبحٍ عَظیمٍ
و فدا کردیم آن را به ذبح عظیم
(صافات - 107).
• یعنی اکنون مشیت خدا بر این شد که میان آرزوهای تو و اصل ماجرای ذبح عظیم نسبتی مقدر شود!
• یعنی اکنون خدا تقدیر کرد که حسین (ع) از ذریه و نسل فرزندان تو باشد!
• یعنی ذبح حسین (ع) ذبح فرزند تو نیز محسوب میشود!
• یعنی آرزوی تو که میخواستی پدر اینچنین فرزندی باشی که در راه خدا ذبح میشود مستجاب شد!
• یعنی چون حسین فرزند محمد و علی و فاطمه (علیهم السلام) است پس خدا منت بزرگ تری بر سر شما گزارده و محمد و آل محمد (ص) را از ذریه تو و از نسل فرزندت اسماعیل خواهد آفرید!
• یعنی تو آرزو داشتی به مقامی از مقامات این برترین مخلوقات خدا (صالحین) برسی، اما چون تو و فرزندت (اسماعیل) و مادرش (هاجر) آزمونهای الهی را بخوبی پشت سر گذاشتید و رضایت خدا را در حد اعلای تصور کسب کردید و ثابت کردید ظرفیت و اهلیت آن را دارید، اکنون خدا میان شما و مقامات همه آن صالحین نسبـتی مقرر فرمود!
این پاداش خدا برای ابراهیم و اسماعیل (علیهما السلام) بسیار بزرگ و خارج از حد تصور و بسیار بیشتر از آن چیزی بود که از خدا خواسته بودند و آرزو میکردند!.
لذا آن بزرگواران در مقام شکر و سپاس پروردگار عالمیان به حمد و تکبیر پرداختند:
الله اکبر. الله اکبر. لا اله الا الله و الله اکبر، و لله الحمد، الله اکبر علی ما هدانا، والحمد لله علی ما ابلانا ...
بررسی ابعاد دیگر این موضوع در مقاله: شرحی بر آیه 107 سوره صافات «وَ فَدَیناهُ بِذِبحٍ عَظیمٍ»
«اللهم ارزقنا شفاعة الحسین یوم الورود»
ارادتمند شما: مهدی جمالی کیا
What is the Great Sacrifice?
Who is the Great Sacrifice?
Certainly the Great Sacrifice is To be slaughtered Imam Hussein (peace be upon him)!!
God Almighty had informed the angels of this even before the creation of Adam!!









بستن *نام و نام خانوادگی * پست الکترونیک * متن پیام |




