menusearch
mahdijamalikia.ir

خلقت نور محمد

۱۴۰۰/۵/۱۶ شنبه
(0)
(0)
خلقت نور محمد
خلقت نور محمد

 

  • خلقت نور محمد (ص)

 

در منابع اسلامی یک سلسله احادیث و روایاتی هست که به «احادیث نور» مشهورند. [1]

 

به نظر می‌رسد از میان ترجمه ها و تفاسیر موجود ذیل آیات قرآن کریم و برخی روایات و حتی برخی متون تاریخی، بهترین و دلنشین ترین و اقناع کننده ترین ترجمه ها و تفسیرها آنهایی هستند که از این حقیقت بزرگی که دراحادیث نور به آن اشاره شده سرمشق گرفته باشند.

 

کلیات آن چیزی که در این احادیث بیان شده اینست که: محمد و آل محمد (صلوات الله علیهم) نخستین مخلوقات هستند که به عنوان انوار یا شبح‌ های نور یا سایه های نور از نور خداوند آفریده و در اطراف یا پیش ‌رو یا جانب راست عرش الهی به تقدیس و تسبیح خداوند مشغول شدند.

 

آفرینش نوری محمد و آل محمد (ص) تدریجی بوده است به صورتی که ابتدا نور پیامبر(ص) آفریده شد و پس از آن، نور امام علی (ع) و در ادامه نور حضرت فاطمه (س) و فرزندانش خلق شد. ملائکه خدا که بعد از ایشان آفریده شدند، تسبیح و تقدیس الهی را از آنها فرا گرفتند.


پس از خلقت حضرت آدم (ع)، نور محمد و آل محمد (ص) در صلب او قرار گرفت و نسل به نسل به پدران و مادرانی که آلوده به شرک نبودند، منتقل شد تا اینکه در میان خلق خدا متولد شدند.


شیعیان محمد و آل محمد (ص) هرچند هم‌ شأن اهل بیت رسول خدا (ص) نیستند ولی گفته شده نور آنها نیز قبل ازخلقت جهان آفریده شده است. از همین رو عواطف آنان تابع عواطف اهل بیت رسول خدا (ص) است.


بر همین اساس خداوند متعال، تمام ملائک و انبیاء و اولیائش را در زمانی که به رسالت بر می‌گزیده، از وجود آن انوار مطهره مطلع می‌نموده و خبر ظهور آنان در میان بنی آدم را می‌داده و درباره قبول ولایت محمد و آل محمد (ص) از آنان عهد وپیمان می‌گرفته است.

 

این انوار مطهره بطور خاص در پیشگاه خدا به «عبادالله الصالحین» مشهورند و به خواست خدا، اصلاح کار دنیا و آخرت بشر بدست آن برگزیدگان صورت خواهد گرفت. اکنون جهان منتظر ظهور مصلح آخرالزمان حضرت ابا صالح المهدی (عج) آخرین موعود از نسل این «خاندان صالحین» است.

 

اغلب مباحث وگفتارهایی که ما در این کتاب تألیف کرده ایم از تفسیرها و تعبیرهای مبتنی بر احادیث نور سرمشق گرفته اند.

 

[ رفتن به صفحه فهرست ]

 

 

پی نوشت:

 

[1]  الف ـ « جابربن عبداللَّه نقل کرده که به پیامبر اکرم (ص) گفتم اوّل چیزى که خداوند آفرید چه بود؟ فرمود نور پیامبرت که از آن تمام خیر و خوبیها را آفرید ؛ بعد آن نور را در مقام قرب خود هر چه خواست نگه داشت، سپس به چند قسمت تقسیم نمود، از یک قسمت عرش و از دیگرى کرسى و حاملین عرش و خزنه ی کرسى را آفرید و قسمت چهارم را در مقام حبّ قرار داد تا موقعى که خواست ؛ آنگاه آن به چند قسمت تقسیم نمود ؛ از یک قسمت قلم و از قسمت دیگر لوح و از قسمت دیگر بهشت را آفرید و قسمت چهارم را در مقام خوف نگه داشت تا زمانى که می‌خواست سپس آن به چند قسمت تقسیم نمود و ملائکه را از یک قسمت و خورشید را از قسمت دیگر و ماه و ستارگان را از قسمت سوم آفرید و قسمت چهارم را در مقام رجاء قرار داد تا هنگامى که می‌خواست آنگاه آن را چهار قسمت کرد ؛ عقل را از یک قسمت، علم و حلم را از قسمت دیگر و عصمت و توفیق را از قسمت سوم آفرید و قسمت چهارم را در مقام حیاء قرار داد تا موقعى که می‌خواست سپس با دیده ی هیبت بر او نگریست ؛ آن نور به صورت قطرات درآمد و یک صد و بیست و چهار هزار قطره شد که از هر قطره‏اى روح پیامبر و رسولى را آفرید سپس ارواح انبیا تنفسی کردند و از تنفس آنها ارواح اولیا و شهداء و صالحین را آفرید.» (بحار الأنوار، ج‏25، ص 22)


      ب ـ « حضرت باقر علیه السّلام فرمودند: خداوند یکتا در وحدانیت خویش بود، آنگاه تکلّم به کلمه‏اى کرد که آن کلمه نورى شد ؛ از آن نور محمّد و علی و عترتش را آفرید ؛ بعد تکلّم به کلمه ی دیگرى کرد که به صورت روحى درآمد ؛ آن روح را در نور قرار داد و ساکن بدنهاى ما گردانید به همین جهت ما روح اللَّه و کلمه ی او هستیم به وسیله ما از خلق خود در حجاب قرار گرفت. پیوسته در سایه ی عرش سبز و خرّم مشغول به‏ تسبیح و تقدیس بودیم، آن زمان که نه خورشید و نه ماه بود و نه چشمى که آن به زده شود. سپس شیعیان ما را آفرید و شیعه را به این نام نامیده‏اند چون از شعاع نور ما آفریده شده‏اند.» (بحار الأنوار، ج‏25، ص24)


      ج ـ « حضرت باقر علیه السّلام فرمود: ای جابر! خدا بود در حالى که هیچ چیز با او نبود نه معلوم و نه مجهول ؛ اوّلین موجودى که آفرید محمّد مصطفى علیه السّلام بود ؛ ما اهل بیت را هم با او از نور خود و عظمتش آفرید و به صورت سایه‏اى سبز در مقابل خود نگه داشت آن موقع که آسمان و زمین و شب و روز و خورشید و ماه وجود نداشت. نور ما از نور پروردگارمان جدا شد، همانند جدا شدن پرتو خورشید از خورشید. ما او را تسبیح و تقدیس و ستایش می‌کردیم و عبادتى واقعى می‌نمودیم. بعد خدا اراده نمود که مکان را بیافریند آن را آفرید و بر مکان نوشت لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ و علی امیر المؤمنین و وصى او است ؛ به وسیله علی پیامبر را تأیید و نصرت دادم.سپس عرش را آفرید و بر سرادق عرش همان جملات را نوشت.آنگاه آسمانها را آفرید و بر اطراف آن همین کلمات را نوشت. بعد بهشت و جهنم را آفرید و بر آنها نیز همین جملات را نوشت. سپس ملائکه را آفرید و آنها را ساکن آسمان گردانید آنگاه خداوند خود را به آنها معرفى نمود و از آنها پیمان به ربوبیّت براى خود و نبوّت براى حضرت محمّد و ولایت براى علی علیه السّلام گرفت. ملائکه از این پیمان مضطرب شدند ؛ خداوند بر آنها خشم گرفت و فیض دیدار خود را از آنان گرفت. ملائکه هفت سال پناهنده به عرش شدند و از خدا تقاضا می‌کردند آنها را از خشم خود پناه دهد و اقرار به پیمان خود می‌کردند و تقاضاى رضا مى‏نمودند. خدا بواسطه همین اقرار آنها از آنان راضى شد و آنها را به خاطر این اقرار ساکن آسمان گردانید و به خدمت خویش اختصاص داد و براى عبادت آنها را انتخاب نمود. آنگاه خداوند به انوار ما دستور داد که تسبیح کنند و از تسبیح ما آنها (ملائکه) تسبیح نمودند. اگر تسبیح ما نبود آنها نمی‌دانستند چگونه خدا را تسبیح کنند و چگونه تقدیس نمایند.
آنگاه خداوند هوا را آفرید و بر آن نوشت: لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ علی امیر المؤمنین وصى او است بوسیله علی او را تأیید کردم و نصرت نمودم. سپس جنّ را آفرید و آنها را ساکن هوا نمود و از ایشان پیمان گرفت براى خود به ربوبیّت و براى محمّد (ص) به نبوّت و براى علی به ولایت. هر که اقرار نمود اکنون اقرار دارد و هر که انکار کرد اینک انکار دارد. اوّلین کسى که انکار نمود ابلیس بود، خدا او را لعنت کرد پس کار او منتهى به شقاوت گردید.
بعد خداوند انوار ما را امر کرد که تسبیح نمایند پس جنیان بواسطه تسبیح ما تسبیح کردند و الّا نمی‌دانستند چگونه تسبیح کنند. بعد خداوند زمین را آفرید و در اطراف آن نوشت: لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ علی امیر المؤمنین و وصى اوست که پیامبر را بوسیله او تأیید و نصرت کردم به همین جهت آسمانها بدون پایه پا بر جا است و زمین استوار است. سپس خداوند آدم را آفرید از پهن دشت زمین. قیافه‏اش را آراست و در او از روح خود دمید آنگاه ذریّه او را از نهادش خارج کرد و از ایشان پیمان گرفت به ربوبیت خود و نبوت محمّد و ولایت علی ؛ هر که خواست اقرار کرد و هر که خواست انکار نمود. ما اوّلین گروهى بودیم که به این اقرار نمودیم آنگاه به محمّد صلى اللَّه علیه و آله فرمود به عزت و جلال و مقام والایم سوگند که اگر تو و علی و عترت هادى و مهدى و راهنمایت نبودید بهشت و جهنم و مکان و زمین و آسمان و ملائکه و هیچ موجودى را نمى‏آفریدم که مرا بپرستد. یا محمّد تو دوست و حبیب و صفىّ و برگزیده ی خلق من و محبوبترین آنها در نزد منى و اوّلین کسى هستى که او را از میان مخلوق خود امتیاز بخشیدم، سپس بعد از تو صدیق امیر المؤمنین علی وصىّ تو را که بوسیله او تو را نصرت و تأیید نمودم و او را دستاویز محکم و روشنى بخش دوستان و چراغ راهنما قرار دادم پس از او این راهنمایان هدایت یافته را بواسطه شما آفریدم. شما برگزیدگان خلق هستید ؛ شما را وسیله آمرزش و بازخواست قرار دادم هر چیزی نابودشونده است به جز وجه من و شما وجه من هستید که نابود نمی‌شوید و هلاک نمی‌گردید و هر که شما را دوست بدارد نابود نمی‌شود. هر که پیش من بیاید با محبّت دیگرى، گمراه است و عمر خود را به هدر داده است. شما برگزیدگان خلق و حامل اسرار و گنجینه ی علم من و سرور اهل آسمان‏ها و اهل زمین هستید. آنگاه خداوند سایبانى از ابر و ملائکه بر زمین فرستاد و انوار ما اهل بیت را با آن فرستاد و به صورت نور در مقابل خود قرار داد او را تسبیح می‌کردیم در زمین همان طور که در آسمان تسبیح مى‏نمودیم و تقدیس می‌کردیم و در زمین او را می‌پرستیدیم همانطورى که در آسمان مى‏پرستیدیم.
وقتى خداوند اراده ی اخراج ذریّه ی آدم کرد براى گرفتن پیمان، این نور را در آن راه داد آنگاه ذریه ی او را از نهادش خارج کرد در حالی که لبیک می‌گفتند. ما خدا را تسبیح کردیم و بواسطه تسبیح ما آنها تسبیح نمودند و الّا نمی‌دانستند چگونه تسبیح کنند. آنگاه خداوند براى پیمان گرفتن به ربوبیّت خود خویش را به آنها معرّفى نمود. وقتى فرمود: آیا من پروردگار شما نیستم ؟ ما اوّلین کسى بودیم که آرى گفتیم. سپس پیمان گرفت برای محمّد به نبوت و براى علی به ولایت و هر که خواست اقرار کرد و هر که خواست انکار نمود. پس ما اولین مخلوق خدا و اولین پرستنده و تسبیح‏ کننده ی او بودیم. ما سبب آفرینش و موجب تسبیح و عبادت ملائکه و انسانها بودیم و بوسیله ما خدا شناخته شد و به یگانگی پرستش گردید و بواسطه ما گرامى شد هر کس از مخلوقات مقامى یافت. ما سبب پاداش، پاداش گیران و کیفر تبهکاران هستیم. سپس این آیه را تلاوت نمود: « وَ إِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ وَ إِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ» و آیه دیگر : « قُلْ إِنْ کانَ لِلرَّحْمنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعابِدِینَ».
پیامبر اکرم اولین کسى است که خدا را پرستش کرده و اول کسى است که منکر فرزند یا شریک داشتن خدا شده و ما پس از پیامبر اکرم قرار داریم.
سپس نور ما را در صلب آدم علیه السّلام قرار داد پیوسته این نور از صلب و رحمها منتقل می‌گردید به صلب و رحمى دیگر ؛ از هر صلبى که منتقل می‌شد کاملاً آشکار بود که این نور دیگر از او منتقل شده و در صلب دیگر که قرار می‌گرفت آثار شرافت نور در او آشکار می‌شد تا بالاخره به صلب عبد المطلب رسید و به رحم فاطمه مادر عبد اللَّه منتقل شد در این هنگام به دو قسمت تقسیم گردید: یک قسمت در عبد اللَّه قرار گرفت و قسمت دیگر در ابو طالب ؛ این است تفسیر آیه قرآن: « وَ تَقَلُّبَکَ فِی السَّاجِدِینَ» که منظور اصلاب پیامبران و رحمهاى زنان ایشان است بدین طریق خداوند ما را در اصلاب و ارحام پدران و مادران از زمان آدم سریان داد.» ( بحار الأنوار، ج‏25، ص 18) [برگشت]

نظرات کاربران
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

0 نظر