


کتاب سوره مریم مخزن الاسرار کربلا - از مجموعه گفتارهای ذبح عظیم - تألیف: مهدی جمالی کیا
کتاب ذبح عظیم تألیف مهدی جمالی کیا انتشارات قدس قمتفسیر آیه 107 سوره صافات (و فدیناه بذبح عظیم) چیست؟
شرحی بر آیه 107 سوره صافات :
(تصحیح و نگارش مجدد - مهر ماه 1404 ه.ش)
وَفَدَيْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ
و ما ذبحی بزرگ را فدای او کردیم
وَ = حرف ربط
فَدَینا = ما فدا کردیم (فدیه دادیم ، فدا کردیم ، به عبارت بهتر در عوض یک کار مکروه کاری کردیم که بهتر است)
هُ = ضمیر سوم شخص مفرد (ــَ ش ، او را ، آن را)
بـِ = حرف ربط (برخی مفسرین گفته اند ممکن است این حرف، باء سببیه باشد)
ذِبحٍ عَظیمٍ = ذبحی بزرگ
برای درک بهتر معنای این آیه شریفه باید ببینیم خدای تعالی در سوره صافات، آغاز و پایان ماجرای ذبح عظیم را چگونه بیان فرموده است.
چرا که از مجموع معارف دینی عهد قدیم و جدید این نکته بخوبی حاصل می شود که «ذبح عظیم» حقیقتی بسیار مهم و با عظمت در پیشگاه خداوند باریتعالی است و در طول تاریخ خلقت، از جانب خدا و ملایک وحی بطور خاص به ماجرای شهادت اباعبدالله الحسین (ع) اطلاق می شده است.
و از آن بالاتر اینکه حقیقت «ذبح عظیم» یکی از مقدرات حتمی خدا بوده است که از آغاز خلقت جهان آن را مقدر فرموده و به نحوی چشمگیر و نورانی بر سرادقات عرش خود نگاشته و حکمت آن را به برترین مخلوقات خویش آموخته است.
اهمیت و عظمت این حقیقت در پیشگاه خدا به حدی است که نمی توان تصور نمود فدای چیز دیگری شده باشد و بلکه بالعکس اگر بگوییم جادارد همه عالم به فدای او بشود چندان گزاف نگفته ایم.
اینکه چرا خدا برای هدایت خلق خود چنین حکمتی مقدر فرموده (تا فرزند اشرف مخلوقاتش اینچنین ذبح شود) جای بسی بحث و تامل دارد.
همچنین شایسته توجه است که: یکی از مهمترین شروط ترجمه صحیح این آیه قبول داشتن ولایت محمد و آل محمد (ص) است.
و به همین سبب می توانیم نتیجه بگیریم آنچه موجب اختلاف در ترجمه ها گردیده، انحراف جمعیت زیادی از پیروان مذاهب اسلامی و غیر اسلامی در قبول امر ولایت است که مسبب آن، فتنه انگیزی نسل و نسبی خبیث (یهودیان بنی اسرائیل) در میان پیروان دین خدا بوده است.
در نقطه مقابل به سبب ارجحیت حفظ وحدت بین جامعه بزرگ مسلمانان بهترین روش تبیین اینگونه معارف، آگاهی بخشی به شیوه موعظه حسنه و بدون تنش زایی و تفرقه افکنی است که باید رعایت شود.
آیات 83 تا 111 سوره مبارکه صافات در مجموع ، فرازهای به هم پیوسته ای از یکی از ابعاد مهم زندگانی حضرت ابراهیم (ع) را بیان می فرماید.
در آیه 100 سوره صافات بیان شده که حضرت ابراهیم (ع) از خدا میخواهد مقامی از مقامات صالحین را نصیب وی بفرماید:
رَبِّ هَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِينَ
پروردگارا (مقامی) از (مقامات) بندگان صالح به من ببخش
صالحین در مکتب الهی به همه انبیاء و اولیای خدا و بطور خاص به محمد و آل محمد (ص) اطلاق می شود که به خواست خدا کار اصلاح جهان و خلق جهان به دست توانای آنان انجام می پذیرد چرا که به منبع علم مطلق پروردگار عالمیان متصل اند.
یعنی ابراهیم خلیل الله (ع) دراین دعا مقامی مرتبط با همه صالحین (همه انبیاء و اولیای خدا و بویژه محمد و آل محمد (ص)) را از خدا درخواست می کند که با دقت نظر در وقایع پس از آن به این نتیجه می رسیم که او مقام «پدری» را نسبت به همه صالحین پس از خویش (بویژه محمد و آل محمد (ص)) از خدا در خواست نموده و خدای رحمن نیز دعای او را به سبب شایستگی هایش مورد اجابت قرار داده و در نتیجه همه انبیاء و رسولان پس از حضرت ابراهیم (ع ) (بویژه محمد و آل محمد (ص) از ذریه ابراهیم خلیل الله (ع) هستند.
برای درک اینکه حضرت ابراهیم (ع) تا چه اندازه محمد و آل محمد (ص) را می شناخته و در این ماجرا چه درخواستی از خدا داشته لازم است به آیه 83 این سوره مراجعه کنیم.
در آیه 83 سوره صافات خداوند متعال می فرماید :
وَإِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْرَاهِيمَ
و همانا ابراهیم از شیعیان اوست
روایتی از امام جعفر صادق (ع) در تفسیر این آیه نقل شده که دلالت دارد بر اینکه جبرائیل امین (ع) در مکاشفه ای ، انوار مطهر محمد و آل محمد (ص) و شیعیان آنها را که بر ساق عرش الهی نقش بسته است را به حضرت ابراهیم (ع) نشان داد و آن حضرت در باره ماهیت یک یک آن انوار مطهر از جبرائیل (ع) سؤال کرد و آگاهی یافت. آنگاه فرمود من ولایت محمد و آل محمد (ص) را می پذیرم (بحارالأنوار جلد 36 صفحه 151 حدیث 131).
نکته مهم در این روایت (و سایر احادیث از این دست که به احادیث نور مشهورند) اینست که بیان میدارد خداوند از اول خلقت، اسامی محمد و آل محمد (ص) و شیعیان آنان را بر ساق عرش الهی به نحوی چشمگیر و نورانی ثبت نموده و اهل آسمان از بدو خلقت با آن انوار مطهر آشنا می شده اند.
همچنین ملایک وحی به اذن خدا در آغاز رسالت انبیاء و اولیـای الهی ، اخباری از محمد و آل محمد (ص) به آنها میدادند و از همه آنان در باره قبول ولایت محمد و آل محمد (ص) عهد و پیمان می گرفته اند.
اما در این روایت ، امام صادق (ع) میفرماید فرشته وحی (جبرئیل) عرش الهی را به حضرت ابراهیم (ع) نشان داد و آن حضرت به چشم خود انوار محمد و آل محمد (ص) را که بر ساق عرش خدا نقش بسته بود مشاهده نمود و در باره ماهیت آن انوار از جبرئیل آگاهی گرفت. آنگاه حضرت ابراهیم (ع) ولایت پیامبر خاتم (محمد مصطفی (ص)) و اهل بیت گرامی او (علیهم السلام) را پذیرفت.
نکته مهم دیگر در این روایت منقول از امام صادق (ع) تاکید بر قبول ولایت امیرالمومنین علی (ع) از جانب ابراهیم (ع) است که میفرماید خدا او را (بنابر دعا و درخواست آنحضرت) از شیعیان علی (ع) قرار داد و اینست شأن نزول این آیه (یعنی آیه 83 سوره صافات).
همچنین موضوع قابل توجه دیگری که در این دست روایات مستتر است موضوع آشنایی ملایک و رسولان خدا با نور حسین (ع) است که فرزند محمد مصطفی و علی مرتضی و فاطمه زهرا (صلوات الله علیهم) است و نام او درمیان اسامی اشرف مخلوقات خدا (به نحوی خاص و متمایز) برساق عرش الهی ثبت است.
از آنچه بر ساق عرش خدا ثبت گردیده، کاملا آشکار است که ذبح حسین (ع) تقدیری الهی است. تقدیری بس عظیم و بی نظیر با ابعاد و زوایای متعدد برای نشان دادن حق از باطل (یعنی چون حسین (ع) حق است پس هرکس برعلیه اوست ناحق است).
و بدینسان نتیجه حاصل می شود که خدای تعالی از برترین خلق خود مایه گذاشته و به تعبیری از خونی که منسوب به خداست مایه گذاشته و ایثار نموده است تا چراغ هدایتی برای هدایت مخلوقات گردد.
فرشتگان وحی، همواره راز ذبح مظلومانه ذبح آن حضرت بدست شقی ترین مخلوقات خدا را به انبیاء و رسولان خدا خبر میدادند و آنان با شنیدن این خبر منقلب می شدند و همچون سایر اولیای الهی بر این مصیبت میگریستند و چون آگاهی میافتند که حسین (ع) به واسطه صبر و رضا و تسلیم در برابر این بلا و مصیبت چقدر در پیشگاه خدا صاحب عزت و مقام و منزلت است و با ایثار خونش چگونه باعث احیای دین خدا در سخت ترین شرایط میشود (و از طرفی خدا وعده داده هرکس به واسطه محبت او به درگاه خدا روی آورد به چه درجاتی دست خواهد یافت) به واسطه توسل به حسین (ع) به درگاه خدا تمسک می جستند و برخی حتی از خدا میخواستند الگویی همچون الگوی ذبح عظیم (ذبح حسین (ع)) را قسمتشان بکند تا بلکه همسو با ماجرای ذبح عظیم حرکتی انجام داده باشند و در پیشگاه خداوند به ارج و قرب بالاتری دست یابند. (یعنی پدر و مادری باشند که توفیق یابند فرزندی تربیت کنند که صاحب مقام صبر باشد و حاضر باشد هرگاه خدا اراده نمود برای احیای دین خدا ایثار کند و ذبح شود). مثل یحیی و فرزندش زکریا (علیهما السلام) و جناب عبدالمطلب و فرزندش عبدالله (علیهما السلام).
حضرت عبد العظیم حسنی (ع) از امام هادی (ع) چنین روایت میکند که ایشان فرمودند:
«إنَّمَا اتَّخَذَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ إبراهِیمَ خَلیلاً لِکَثرَةِ صَلاتِهِ عَلی مُحَمَّدٍ و أهلِ بَیتِهِ علیهم السلام»
«خداوند عز و جل، ابراهیم (ع) را دوست خود برگرفت؛ به سبب آنکه او بر محمّد و اهل بیتش (ص) بسیار درود میفرستاد».(علل الشرائع، جلد ۱، صفحه ۳۴)
از این روایت نتیجه گرفته می شود ابراهیم نبی (ع) تا چه اندازه با مقام محمد و آل محمد (ع) در پیشگاه خدا آشنا گردیده و ولایت آنان را پذیرفته بوده است.
حال با این اوصاف مجددا به آنچه در آیه 100 سوره صافات بیان شده نظر می اندازیم:
رَبِّ هَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِينَ
پروردگارا (مقامی) از (مقامات) بندگان صالح به من ببخش
اکنون با توجه به آنچه دریافته ایم می توانیم این آیه را اینگونه معنا کنیم که حضرت ابراهیم (ع) نیز وقتی از ماهیت نور محمد و آل محمد (ص) بر ساق عرش الهی آگاهی یافت و دانست که نور حسین (ع) در شناخت حق و باطل و آگاهی بخشی خلق خدا چه معجزه ای میکند و رمز و راز این حماسه در چیست ، آن چنان حالی پیدا کرده بود و پیوسته آرزو داشت فرزندی همچون حسین (ع) داشته باشد که هرگاه شرایط به خواست خدا اقتضا کرد حاضر شود در راه خدا ذبح شود و با ایثار خونش دین خدا را احیا کند.
یعنی حضرت ابراهیم (ع) در این درخواست از خدا می خواهد به او مقامی همچون مقام پدر آن شهیدی را اعطا کند که "ذبح عظیم" نامیده می شود. پدری که به توفیق الهی فرزند نور چشمی اش را بگونه ای تربیت خواهد کرد تا بنا بر مشیت الهی در هر زمان که خدا مقدر فرمود راضی شود در راه خدا از جان خود بگذرد تا دین خدا احیا شود.
و بلکه از آن بالاتر چون ابراهیم نبی (ع) نور حسین (ع) را بر ساق عرش الهی دیده بود و از اسرار آن خبر یافته بود آرزو داشت حال که بر اساس مشیت الهی قرار است روزی حسین (ع) از نسل ذریه ای پاک به دنیا بیاید خدا بر او منت بگذارد و تقدیر کند حسین (ع) یا به عبارت دیگر آن ذبح عظیم موعود را از ذریه ابراهیم (ع) بدنیا بیاورد تا بدین سان ذبح حسین (ع) ذبح فرزند ابراهیم نیز محسوب شود و ابراهیم (ع) نیز به مقام پدری چنین شهید والا مقامی دست یابد.
یعنی اینکه بگوییم ابراهیم نبی (ع) مقامی همچون مقام حضرت علی (ع) که هم امام مردم و هم پدر ذبح عظیم (= شهید راه خدا) است را از خدا طلب می کند. نه اینکه (مثل برخی از تفاسیر) تعبیر کنیم گفته باشد نذر می کنم اگر خدا به من فرزندی داد او را برای خدا ذبحش خواهم کرد. (چون این گفتمان در شأن و منزلت انبیاء و اولیای الهی و بویژه شخصیتی همچون ابراهیم نبی (ع) که خدا مقام امامت مردم را به او عنایت فرموده نیست).
خب کاملا معلوم است که لازمه این درخواست از درگاه خدا این است که ابراهیم و همسر و فرزندانش (علیهم السلام) ثابت کنند آیا چنین شایستگی و اهلیت و ظرفیتی دارند که خدا چنین شرافتی را به آنها اعطا کند؟
البته خدا خودش بهتر از احوال همه بندگان و به ویژه رسولانش آگاه است اما موضوع اینست که باید این ظرفیت و اهلیت ابراهیم و خاندانش (علیهم السلام) طی آزمونهایی بزرگ و چشمگیر به اطلاع همه مردم در همه اعصار و دورانها رسانده شود تا همه بدانند که ابراهیم وخاندانش (علیهم السلام) که بودند که خدا چنین شرافتی به آنها داد و چنین بار امانتی را به آنان سپرد.
لذا در آیات بعد می بینیم که خدا حضرت ابراهیم (ع) را به پسری صبور بشارت می دهد تا پدر و پسر (و همچنین مادر) بتوانند در آزمونهایی بس بزرگ به همه مردم در همه دوران ها نشان بدهند که رمز و راز توفیق کسب این شرافت در چیست؟
- آیه 101 سوره صافات: فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ
خدای تعالی پس از این آرزو و درخواست حضرت ابراهیم (ع) ، بشارت پسری جوان و صبور را به وی داد.
- آیه 102 سوره صافات: فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَىٰ فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُکَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَىٰ
زمانی که آن پسر به سن سعی (سن بلوغ و توانایی کار و کوشش) رسید (و البته پدر و مادر و فرزند در این مدت آزمونهای سخت دیگری را پشت سر گذاشته بودند) نوبت به یکی از سخت ترین آزمونهای الهی رسید.
حضرت ابراهیم (ع) طی چند شب (در مواقف مختلف) خوابهایی می دید که از تعبیر آنها اینگونه برداشت نمود ، گویا خداوند متعال اراده فرموده او و فرزندش مراتب رضا و تسلیم در برابر مشیت الهی و بالاخص در موضوع صبر و ایثار و توسل به ماجرای ذبح عظیم (برای هدایت خلق خدا را) به اثبات برسانند.
لذا پس از اینکه به یقین رسید آنچه در خوابهایش دیده مبتنی بر مشیت الهی است ، موضوع را با فرزندش اسماعیل (ع) درمیان گذاشت و نظر فرزندش را پرسید. (چرا که فرزند نیز می بایست با آگاهی کامل و درک شرایط ، مراتب رضایت قلبی و تسلیم در برابر مشیت الهی را نشان می داد).
- ادامه آیه 102 سوره صافات: قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ
فرزند که تربیت شده ابراهیم نبی بود (ع) و همچون پدر و مادر بزرگوارش همیشه در برابر خواست و مشیت الهی تسلیم محض بود بدون درنگ پاسخ داد: «ای پدر آنچه را (که از جانب خدا) مامور انجام آن شده ای انجام بده که مرا (در برابر این آزمون سخت الهی) شکیبا (و تسلیم) خواهی یافت».
- آیه 103 سوره صافات: فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ پس هنگامی که پدر و پسر (هردو) «تسلیم» امر خدا شدند و پدر پیشانی (جبین) پسر را برخاک گذاشت تا اورا ذبح کند؛
- آیه 104 و 105 سوره صافات: وَنَادَيْنَاهُ أَنْ يَا إِبْرَاهِيمُ» «قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا إِنَّا کَذَٰلِکَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ
از جانب خدا (به واسطه فرشته وحی) ندایی به ابراهیم نبی (ع) رسید که دست نگهدار ای ابراهیم!. چرا که تو آن رؤیایت را تحقق بخشیدی. (به عبارتی دیگر، صداقت خود را در برابر آنچه در زمانی که از خدا فرزند می طلبیدی و در رؤیاهایت به آن می اندیشیدی نشان دادی). و اینگونه است که ما به بندگان نیکوکار پاداش می دهیم. (پاداش در برابر موفقیت در آزمون داده می شود و بزرگی و اهمیت پاداش نیز به خلوص نیت بندگان و توانایی جلب رضایت خدا بستگی دارد. پس خدا می خواهد پاداشی بدهد که در شأن رفتار بسیار پسندیده ابراهیم واسماعیل و هاجر (علیهم السلام) باشد).
- آیه 106 سوره صافات: إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ الْبَلَاءُ الْمُبِين
خداوند در این آیه (با چند قید تأکید) تأکید میکند که این امر همان آزمون روشنگرانه و تبیین کننده بود! (که خدا از شما انتظار داشت. و شما پدر و مادر و فرزند به بهترین نحو ممکن مراتب و درجات عالی «تسلیم و رضایت محض در برابر خواست خدا» را دربرابر دیدگان همه مردم تا آخر تاریخ دنیا از خود نشان دادید).
- آیه 107 سوره صافات:
وَفَدَيْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ
و ذبحی عظیم را فدای او کردیم!
خدای تعالی، ابراهیم (ع) را از ذبح فرزندش اسماعیل (ع) منع کرد و در عوض ذبحی عظیم را فدای او نمود!
• ذبح عظیم چیست ؟
• منظور از "ذبح عظیم" در این آیه چیست؟
• منظور از "او" چیست و یا کیست؟
• ضمیر [هُ] در فعل [فَدَیناهُ] به چه چیزی نسبت داده شده است؟
• صفت "عظیم" در این آیه به معنای چه مقدار عظمت است که نزد خداوند عالمیان عظیم شمرده شده است؟
• آیا عظمت ذبح عظیم، قابل قیاس با عظمت مأموریت ابراهیم (ع) و عظمت مقام اسماعیل (ع) بود (که بخواهد فدای آن شود)؟
نکته:
در میان مذاهب اسلامی و غیر اسلامی، روایات ضد و نقیض متعددی از ماجرای ذبح عظیم حکایت شده است.
اصلی ترین دلیل این تناقضات، تحریف تاریخ زندگانی حضرت ابراهیم و اهل بیتش (علیهم السلام) توسط علمای خبیث قوم یهود است.
همچنین بهره گیری از اسرائیلیات در ترجمه و تفسیر این آیه (و آیات پیشین آن) نیز در پیدایش این تعابیر و تفاسیر متناقض، درمیان متون دینی مذاهب اسلامی تأثیر بسزایی دارد.
ما برای ترجمه و تفسیر این آیات، به ترجمه و تفسیرهای برگرفته از روایات منقول از اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) استناد نمودیم که به نتایج اقناع کننده تری منتهی می شود.
بر این اساس کاملاً مشخص است که مراد از "ذبح عظیم" در این آیه حسین ابن علی (ع) است!
و اینکه در این آیه به تقدیر خدا، سرگذشت جگرسوز و جانگداز حسین (ع) فدای (جایگزین) آن نیت و ارادهای شد که ابراهیم و اسماعیل (علیهما السلام) در سر داشتند!
علامه مجلسی (ره) در بحارالانوار ، پس از ذکر روایتی از امام رضا (ع) که مستند به عیون اخبارالرضای شیخ صدوق (ره) است ، شرحی درباره آن حدیث منقول از امام رضا (ع) نگاشته و در نتیجه منظور و مراد از ذبح عظیم در آیه 107 سوره صافات را حسین (ع) میداند. به جهت اهمیت و تفصیل این موضوع ، درگفتاری با عنوان ذبح عظیم چیست؟ شرح آن را نگاشته ایم و علاقمندان و خوانندگان محترم را به مطالعه آن دعوت می کنیم.
• ابراهیم و اسماعیل (علیهما السلام) چه نیتی در سر داشتند؟
بر اساس آنچه خدا در ابتدای امر رسالت حضرت ابراهیم (ع) به او آموخته بود، آنحضرت به این نکته بسیار مهم دست یافت که رسالت انبیای الهی باید براساس صبر و ایثار و موعظه حسنه باشد تا دعوتشان بر عمق دل و جان مردم بنشیند و تأثیر دائمی و دراز مدت داشته باشد.
ابراهیم (ع) مأمور تبیین و روشنگری این حقیقت شده بود و بدنبال راهکاری می گشت که بتواند این معرفت را بنحوی ماندگار و چشمگیر و تأثیرگذار که در تمام طول تاریخ مورد توجه و زبانزد همگان شود به نمایش در آورد.
تا اینکه (براساس آنچه در آیه 102 سوره صافات از زبان حضرت ابراهیم (ع) روایت شده) خداوند متعال (در خواب) به او وحی کرد با مساعدت فرزندش اسماعیل (ع) صحنهای را به نمایش بگذارند که نشان بدهد یکی از برترین اولیای خدا ایثار می کند و به ذبح شدن فرزندش برای احیای دین خدا رضایت می دهد (الگوی شاخصی که ابراهیم (ع) قبلاً در ابتدای امر رسالتش بر ساق عرش خدا دیده بود).
چرا که ذبح فرزند پاک و معصوم یکی از برترین اولیای خدا، بسیار رقت انگیز است و جگر هر بیننده و شنوندهای را می سوزاند و موجب رقت قلب شده و دل را نرم کرده و آماده فهمیدن و پذیرفتن سخن حق و قبول دعوت به دین خدا می کند. یعنی اینکه رسولان خدا دست زور برسر مردم ندارند و از سر دلسوزی و خیرخواهی و حتی با ایثار و جانفشانی مردم را به دین خدا دعوت می کنند (احوالاتی که ابراهیم (ع) از دیدن نام حسین (ع) و آشنایی با حقیقت ذبح عظیم بر ساق عرش خدا تجربه کرده بود).
آنها باید نشان می دادند، برترین اولیای خدا (با اینکه اشرف مخلوقات خدایند) اینگونه با صبر و ایثار، مردم را به دین خدا دعوت می کنند. و این یک الگو و سرمشق برای همه پیامبران و اولیای خدا تا قیامت است.
• وحی از طریق رؤیای صادقه
قَالَ الرِّضَا (ع):
«رُؤْیَا الْأنْبِیَاءِ وَحْیٌ» رؤیای انبیاء وحی است (بحارالانوار، ج 11، ص 64)
(براساس آنچه در آیه 102 سوره صافات از زبان حضرت ابراهیم (ع) روایت شده) خدای تعالی در عالم خواب و رؤیا چگونگی انجام این مأموریت را به حضرت ابراهیم (ع) او آموخت (به او وحی کرد).
• بداء در فرمان خدا
اینکه خدا به مردم یا رسولان خود امر کند فرزند بیگناه و مؤمن خود را به دست خود در راه خدا ذبح کنند، با دین و آئین و مرام و صفات و اسماء حسنای خدا هیچ سنخیتی ندارد و در هیچ دورانی از تاریخ خلقت، چنین مشیتی از جانب خدا سابقه نداشته است.
از طرفی؛ ابراهیم (ع) پیامبر بزرگ خدا و بنیانگذار دین اسلام محمدی (ع) بود و خدا به همه پیامبران (حتی به پیامبر خاتم (ص)) فرموده است که از او الگو بگیرند!
اگر ابراهیم (ع) به راستی چنین کاری می کرد، سنت ذبح فرزند برای همه رسولان خدا و پیروان آنان سرمشق می شد و مکرراً در طول تاریخ دیده می شد افرادی برای رسیدن به حاجتی، نذر می کردند فرزندشان را قربانی درگاه خدا کنند (و حتی حاضر می شدند با دست خود ذبحش نمایند که ثواب بیشتری ببرند!).
روایاتی از ائمه اطهار ((علیهم السلام)) در تفسیر این آیه نقل شده است، مبنی بر اینکه خدای تعالی در اینباره "بداء" نموده است.
یعنی خدای تعالی از ابتدا چنین منظوری نداشته که ابراهیم براستی فرزندش را ذبح کند! بلکه اراده فرموده بود آنان را به آزمونی روشنگرانه (البلاء المبین) بیازماید تا صداقت آنان در فهمیدن این حقیقت بزرگ (درک اسرار ذبح عظیم) بر همگان روشن گردد و آنگاه مشیت دیگری را جایگزین آن نماید!
دو نمونه از این روایتها را برای کمک به استنباط موضوع ذکر می کنیم:
1. الرّضا (ع):
إِنَّ لِلَّهِ إِرَادَتَیْنِ وَ مَشِیَّتَیْنِ إِرَادَةَ حَتْمٍ وَ إِرَادَةَ عَزْمٍ یَنْهَی وَ هُوَ یَشَاءُ وَ یَأْمُرُ وَ هُوَ لَا یَشَاءُ أَوَمَا رَأَیْتَ أَنَّ اللَّهَ نَهَی آدَمَ وَ زَوْجَتَهُ أَنْ یَأْکُلَا مِنَ الشَّجَرَهِ وَ هُوَ شَاءَ ذَلِکَ وَ لَوْ لَمْ یَشَأْ لَمْ یَأْکُلَا وَ لَوْ أَکَلَا لَغَلَبَتْ مَشِیَّتُهُمَا مَشِیَّهَ اللَّهِ وَ أَمَرَ إِبْرَاهِیمَ بِذَبْحِ ابْنِهِ وَ شَاءَ أَنْ لَا یَذْبَحَهُ وَ لَوْ لَمْ یَشَأْ أَنْ لَا یَذْبَحَهُ لَغَلَبَتْ مَشِیَّهُ إِبْرَاهِیمَ مَشِیَّهَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل (بحار الأنوار، ج۵، ص۱۰۱)
به درستیکه خدا را دو اراده و دو مشیّت است؛یکی ارادهی حتمی و دیگری ارادهی عزمی،
که [گاهی] نهی می¬کند درحالیکه میخواهد بشود! و [گاهی] امر میکند درحالیکه میخواهد نشود!
آیا ندیدی که خداوند آدم و همسر او ((علیهما السلام)) را نهی فرمود که از آن شجره بخورند؟ درحالیکه خدا آن را خواسته بود (که بخورند) و اگر [قطعاً] نمیخواست بخورند آنها نمیخوردند و اگر درحالیکه نمیخواست بخورند و آنها میخوردند، مشیّت ایشان بر مشیّت خدا غالب شده بود.
و ابراهیم (ع) را به سر بریدن فرزندش اسماعیل (ع) امر فرمود درحالیکه میخواست که او را سر نبرد و اگر نمیخواست که ذبح انجام نگردد، مشیّت ابراهیم (ع) بر مشیّت خدای عزّوجلّ غالب گردیده بود.
2. الصادق (ع):
مَا بَدَا لِلَّهِ بَدَاءٌ کَمَا بَدَا لَهُ فِی إِسْمَاعِیلَ أَبِی إِذَا أَمَرَ أَبَاهُ بِذَبْحِهِ ثُمَّ فَدَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیم (بحار الأنوار، ج۴، ص۱۰۹)
برای خدا بدائی حاصل نشد، چنانکه درباره پدرمان اسماعیل (ع) برایش بداء حاصل شد، هنگامیکه پدرش را به ذبح او فرمان داد، و سپس او را به ذبحی عظیم فدیه نمود.
حال اگر خدا بداء ننموده و چنین اجازه ای به ابراهیم (ع) می داد و اسماعیل (ع) ذبح می شد، پس عاقبت این مقدراتی که خدا درباره آنان مقرر فرموده بود چه می شد؟ محمد و آل محمد (ص) باید از نسل چه کسی به دنیا می آمدند؟
اینگونه شد که خدایتعالی به او ندا داد:
«ای ابراهیم! (دست نگهدار) که نهایت صداقتت را در باره رؤیایت (آنچه دعا کرده بودی و آرزویش را در سر می پروراندی) اثبات کردی!». (سوره صافات، آیات 104 و 105)
اکنون پاداش بزرگ خدا به تو اینست که محمد و اهل بیتش (ص) (و از جمله حسین (ع) که به ذبح عظیم مشهور است) را در ذریه تو؛ از نسل فرزندت اسماعیل (ع) مقدر نمود!
و بدینسان خدای عزّّ و جلّ آن اهدافی که از دلسوزی و غصه خوردن مردم بر ذبح اسماعیل (ع) دنبال می کردی را در مراتبی والاتر و منطقی تر به ذبح حسین (ع) مقدر نمود (به عبارتی دیگر، حسین (ع) نیز فرزند توست و روزی برای احیای دین خدا ذبح خواهد شد و تو به ثواب نذری که برای ذبح فرزندت نموده بودی نایل خواهی شد و آن اهدافی که از ایثار خون فرزندت برای احیای دین خدا دنبال می کردی، بنحوی بهتر محقق خواهد شد) (برگرفته از روایت منسوب به امام رضا (ع) که در گفتاری مجزا به آدرس ذبح عظیم چیست؟ آن را شرح داده ایم).
• اسماعیل (ع) نباید ذبح می شد
لازمه تحقق این تقدیر خدا این بود که اسماعیل (ع) زنده بماند تا محمد و اهل بیتش (ص) از ذریه او به دنیا بیایند و اصل الگوی ذبح عظیم را به اجرا درآورند.
بنابراین خدا به ابراهیم (ع) امر نمود که از ذبح او دست نگهدارد. و آنگاه ذبحی عظیم (حسین (ع)) را فدای (جایگزین) ذبح او نمود!
با این تفاصیلی که بیان شد اکنون بهتر مشخص میشود که باید بگوییم چه چیزی فدای چه چیزی شده است.
استجابت خواست و دعای ابراهیم (ع) به ماجرای ذبح عظیم (اباعبدالله الحسین(ع)) نسبت داده شد!.
چگونه؟ اینگونه که خداوند منان مقدر فرمود حسین (ع) از ذریه ابراهیم و هاجر و اسماعیل (علیهم السلام) به دنیا بیاید!. همان تعبیری که در باب تفسیر آیه 100 سوره صافات بیان نمودیم. یعنی اینگونه بگوییم که حضرت ابراهیم (ع) در این درخواست «رَبِّ هَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِينَ» یعنی «پروردگارا (مقامی) از (مقامات) بندگان صالح (محمد و آل محمد (ص)) به من ببخش» از خدا می خواهد ، حال که بر اساس مشیت الهی قرار است روزی حسین (ع) از نسل ذریه ای پاک به دنیا بیاید خدا بر او منت بگذارد و تقدیر کند او را از نسل فرزندان ابراهیم (ع) بدنیا بیاورد. یعنی اینکه بگوییم ابراهیم نبی (ع) مقامی همچون مقام حضرت علی (ع) که هم امام مردم و هم پدر ذبح عظیم (= شهید راه خدا) است را از خدا طلب می کرد. واکنون پس از این آزمونهای سخت و روشنگرانه خدا دعای او را استجابت نمود و حسین (ع) را در ذریه فرزندان ابراهیم و هاجر و اسماعیل (علیهم السلام) مقدر فرمود و ابراهیم را علاوه بر مقام پدری چنین شهیدی به مقام امامت مردم هم نایل نمود:
«وَإِذِ ابْتَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا» (بقره 124) «هنگامی که خداوند، ابراهیم را در امور گوناگونی آزمود و او به خوبی از عهده این آزمایشها برآمد. خداوند به او فرمود: من تو را امام و پیشوای مردم قرار دادم!».
و بلکه بالاتر از دعاهای ابراهیم (ع) همه خاندان عصمت و طهارت یعنی محمد و آل محمد (صلوات الله علیهم) را از ذریه ابراهیم و هاجر و اسماعیل (علیهم السلام) مقدر فرمود که شرافتی بس بزرگ برای ابراهیم و هاجر و اسماعیل (علیهم السلام) است.
الرّضا (ع): فَأَوْحَی اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ یَا إِبْرَاهِیمُ قَدْ فَدَیْتُ جَزَعَکَ عَلَی ابْنِکَ إِسْمَاعِیلَ لَوْ ذَبَحْتَهُ بِیَدِکَ بِجَزَعِکَ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ قَتْلِهِ وَ أَوْجَبْتُ لَکَ أَرْفَعَ دَرَجَاتِ أَهْلِ الثَّوَابِ عَلَی الْمَصَائِبِ وَ ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ فَدَیْناهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ
از امام رضا(ع) روایت شده: خداوند وحی فرمود: «ای ابراهیم! همانا فدیه دادم خون دل خوردن و بیتابیات بر پسرت اسماعیل را در صورتیکه به دست خود ذبحش می کردی با بی تابیات بر حسین و کشته شدنش و (همچنین) بالاترین درجات پاداشی که برای ثواب گیرندگان بابت این مصیبت مقرر نموده ام را بر تو واجب ساختم. و اینگونه است که خدا فرمود : وَ فَدَیْناهُ بِذِبْحٍ عَظیمٍ (بحار الأنوار، ج۱۲، ص۱۲۴/ الخصال، ج۱، ص۵۸/ عیون أخبارالرضا ج۱، ص۲۰۹)
یعنی ابراهیم و اسماعیل (علیهما السلام) با نیتی که در سر داشتند می خواستند یک حقیقتی از روش تبلیغ دین خدا را به نمایش درآورند (تبلیغ دین با بهره گیری از روحیه صبر و ایثار و ایجاد رقت قلب در میان مردم) که خدای تعالی الگوی اصلی این حقیقت (صبر و ایثار حسین (ع) و ماجرای جگرسوز شهادتش) را جایگزین آن نمود.
مجددا یادآور می شویم دقت در این نکته مهم است که شهادت اباعبدالله الحسین (ع) تقدیر ازلی خدا بوده است و ابراهیم و اسماعیل (علیهما السلام) پس از پی بردن به ابعاد متعدد این تقدیر بی نظیر خدا، قصد داشتند از آن حقیقت والا الگو گرفته و صحنه ای شبیه آن را به اجرا در آورند که خدا قبولی آنان در این آزمون را پذیرفت و میان آن بزرگواران و اصل آن حقیقت (ذبح عظیم=شهادت اباعبدالله الحسین (ع)) نسبتی جدائی ناپذیر مقدر فرمود.
به عبارت بهتر باید بگوئیم ذبح عظیم (حسین (ع)) جایگزین ذبح اسماعیل (ع) نشده است بلکه الگو برداری ابراهیم و اسماعیل (علیهما السلام) از ذبح عظیم مورد قبول حق تعالی قرار گرفته و سپس خداوند باریتعالی در مقام اعطای پاداش، نور حسین (ع) را در ذریه آنان مقدر فرمود تا میان آنان و حسین (ع) نسبت پدر و فرزندی برقرار شود (ذبح حسین (ع) ذبح فرزند ابراهیم (ع) نیز محسوب شود).
• جمعبندی تفسیر ذبح عظیم
خدای تعالی از روی حکمت و علم مطلق خویش بداء نمود.
یعنی ابتدا به ابراهیم (ع) امر نمود فرزندش را ذبح کند تا آنان را در پیش چشم همگان بیازماید و درجات والای صداقت و خلوص آنان را به اهل عالم بنمایاند و آنگاه در واپسین لحظات، وی از انجام ذبح فرزند منع نمود و ذبح عظیم را فدای قصد و نیت آنان کرد.
بدین معنی که چون خدای جهانیان دعای آنان را پذیرفت و مقدر نمود، محمد و آل محمد (ص) از ذریه اسماعیل (ع) بدنیا بیایند، پس اسماعیل (ع) باید زنده میماند تا نسل او تداوم یابد و در عوض یکی از فرزندان اسماعیل (ع) در دورانی دیگر و بدست شرورترین خلق خدا ذبح شود تا حقیقت ذبح عظیم با تمام معانی و معارف آن، دقیقاً همانگونه که خدا از روز ازل مقدر نموده بود، بوقوع بپیوندد.
و بهمین سبب است که خدایتعالی در آیه بعدی می فرماید:
وَتَرَکْنَا عَلَیهِ فِی الْآخِرِینَ
و ما آن را واگذاردیم برای آیندگان» (سوره صافات، آیه 108)
یعنی به ابراهیم (ع) گفته شد، از امر خدا مبنی بر ذبح فرزندش اسماعیل (ع) دست بکشد تا به خواست خدا، نسل دیگری از فرزندان ابراهیم (ع) در زمانی دیگر، این امر خدا را بنحوی که صحیح تر است به انجام برسانند (چراکه اکنون زمان انجام ذبح عظیم نیست و باید موقع آن فرا برسد و همه شرایط برای انجام آن فراهم گردد).
خلاصه اینکه باید بگوئیم یک طرف ماجرای آیه 107 سوره صافات، ابراهیم و اسماعیل (علیهما السلام) هستند که با امید و آرزوهایی بسیار بزرگ در حال انجام یک مأموریت شاخص و خطیر از جانب خدایند و یک طرف دیگر این آیه؛ ذبحی عظیم است که قطعاً در پیشگاه پروردگار عالمیان و در نظر انبیاء و رسولانش، آن ذبح عظیم "حسین (ع)" است. و خداوند تعالی در این آیه میان آن دو طرف؛ نسبتی مقرر فرموده و آنها را به هم مربوط نموده است.
اما اکنون می بینیم (به سبب شدت فتنه یهودیان، چه در صدر اسلام و چه در دوران های دیگر تاریخ) اکثریت مردم جهان (و از جمله اکثریت جمعیت مسلمانان!!) پیروان ادیان و مذاهب تحریف شدهای هستند که به امر امامت و قبول ولایت علی ابن ابیطالب و اولاد معصوم او (علیهم السلام) اعتقاد ندارند و نتیجتاً در ترجمه و درک این آیات به مشکل برخورده اند. به همین سبب غالباً در تشریح این واقعه مشهور تاریخی، از معارف تحریف شده یهودیان الگو گرفته اند و با حذف و تحریف برخی واقعیات (که به قبول ولایت محمد و آل محمد (ص) مربوط است) آن گوسفندی که ابراهیم (ع) در ادامه این ماجرا (به امر خدا) ذبح نمود را ذبح عظیم می دانند!
تعبیر آن "گوسفند" به اصل ماجرای ذبح عظیم! (که در ترجمهها و تفسیرهای بسیاری بکار رفته) غیر منطقی است و با مضمون آیات قبل از آن؛ و عظمت آن آزمون الهی؛ و شخصیت آن کسانی که در حال انجام آن بودند؛ و مأموریتی که مأمور انجام آن بودند؛ سنخیت ندارد و عقل و فطرت آن را نمی پذیرد.
• ذبح گوسفند، مأموریت بعدی ابراهیم (ع)
پس از اینکه ابراهیم و اسماعیل (علیهما السلام) مأموریت ذبح عظیم را به بهترین نحوی که مورد خواست و رضایت خدا بود به انجام رساندند، خدایتعالی ابراهیم (ع) را مأمور ذبح گوسفندی کرد. در منابع اسلامی روایات متعددی درباره صفات آن گوسفند آورده شده است که برای درک بهتر حقیقت ماجرا، به چند نمونه از مهمترین آنها اشاره میکنیم:
• ابنعباس:
هُوَ الْکَبْشُ الَّذِی تُقُبِّلَ مِنْ هَابِیلَ حِینَ قَرَّبَهُ (بحار الأنوار، ج12، ص122)
ابنعبّاس (پسر عموی پیامبر و علی (علیهما السلام) و از شیعیان علی(ع)) روایت میکند:
این قوچ همان قوچی بود که هنگام قربانی دادن از هابیل (ع) پذیرفته شد.
• علامه مجلسی (ره):
فعلیه وصفه بالعظیم لانه وقع موقع القبول حین قر به هابیل،
أو لانه قتل بسببه هابیل (بحار الأنوار، ج12، ص122، پاورقی 1)
او باید آن گوسفند (کبش) را با صفت عظیم توصیف کند زیرا وقتی هابیل (ع) آن را تصدیق کرد از او پذیرفته شد، یا به دلیل اینکه هابیل (ع) به سبب آن (بدست قابیل) کشته شد.
• الکاظم (ع):
لَوْ خَلَقَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ مُضْغَهً هِیَ أَطْیَبُ مِنَ الضَّأْنِ لَفَدَی بِهَا إِسْمَاعِیل (الکافی، ج۶، ص۱۱۰)
اگر خدای عزّوجلّ منفعتی پاکیزهتر از (آن) گوسفند آفریده بود آن را فدای اسماعیل (ع) میکرد.
• فِی عِلَلِ ابْنِسِنَانٍ عَنِ الرِّضَا (ع):
الْعِلَّهُ الَّتِی مِنْ أَجْلِهَا سُمِّیَتْ مِنًی مِنًی أَنَّ جَبْرَئِیلَ قَالَ هُنَاکَ لِإِبْرَاهِیمَ تَمَنَّ عَلَی رَبِّکَ مَا شِئْتَ فَتَمَنَّی إِبْرَاهِیمُ فِی نَفْسِهِ أَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ مَکَانَ ابْنِهِ إِسْمَاعِیلَ کَبْشاً یَأْمُرُهُ بِذَبْحِهِ فِدَاءً لَهُ فَأُعْطِیَ مُنَاه (بحار الأنوار، ج۶، ص۹۷)
امام رضا (ع) برای محمدبنسنان چنین مرقوم فرمود:
علّت اینکه منی را منی میگویند، این است که جبرئیل (ع) در منی به حضرت ابراهیم (ع) گفت: «ای ابراهیم! آنچه میخواهی از پروردگارت تمنّا کن»!
ابراهیم (ع) در ضمیرش تمنّا نمود که خداوند متعال به جای فرزندش اسماعیل (ع) قوچی را قرار دهد و امر به ذبحش نماید و به این ترتیب قوچ فدیهی اسماعیل (ع) باشد،
پس خداوند آرزوی او را (همانطوریکه خواسته بود) بر آورده کرد.
• عَنْ مُعَاوِیَة بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ:
و نَزَلَ الْکَبْشُ عَلَی الْجَبَلِ الَّذِی عَنْ یَمِینِ مَسْجِدِ مِنًی
نَزَلَ مِنَ السَّمَاءِ وَ کَانَ یَأْکُلُ فِی سَوَادٍ وَ یَمْشِی فِی سَوَادٍ أَقْرَنَ
قُلْتُ مَا کَانَ لَوْنُهُ قَالَ کَانَ أَمْلَحَ أَغْبَر (بحار الأنوار، ج۱۲، ص۱۲۷)
معاویة بن عمار از امام صادق (ع) روایت میکند:
آن قوچ بر روی کوهی نازل شد که در سمت راست مسجد منی واقع است. از آسمان نازل شد. آن قوچ در سیاهی غذا میخورد و در سیاهی راه میرفت و شاخدار بود.
از حضرت پرسیدم: «چه رنگی بود»؟ حضرت پاسخ داد: «سفید آمیخته با سیاهی و رنگ خاک بود».
• الحسین (ع):
کَانَ عَلِی بْنُ أَبِی طَالِبٍ (ع) بِالْکُوفَةِ فِی الْجَامِعِ إِذْ قَامَ إِلَیهِ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الشَّامِ فَسَأَلَهُ عَنْ مَسَائِلَ فَکَانَ فِیمَا سَأَلَهُ أَنْ قَالَ لَهُ أَخْبِرْنِی عَنْ سِتَّةٍ لَمْ یرْکُضُوا فِی رَحِمٍ
فَقَالَ آدَمُ وَ حَوَّاءُ وَ کَبْشُ إِبْرَاهِیمَ وَ عَصَا مُوسَى وَ نَاقَةُ صَالِحٍ وَ الْخُفَّاشُ الَّذِی عَمِلَهُ عِیسَى ابْنُ مَرْیمَ فَطَارَ بِإِذْنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ (بحار الأنوار، ج 13، ص 126)
امام رضا (ع) بواسطه اجداد طاهرینش (ع) از قول امام حسین (ع) روایت میکند:
علیبنابیطالب (ع) در مسجد جامع کوفه بود که مردی از اهل شام برخاست و سؤالاتی کرد. از جملهی آنها این بود که گفت:
«به من خبر بده! از شش موجود زندهای که در رحم مادر قرار نگرفتند»
فرمود: «آدم و حوا و قوچ ابراهیم و عصای موسی و شتر صالح و آن خفّاشی که عیسی آن را ساخت و به اذن خدا پرواز کرد».
• الرّضا (ع):
فَلَمَّا عَزَمَ عَلَی ذَبْحِهِ فَدَاهُ اللَّهُ تَعَالَی بِذِبْحٍ عَظِیمٍ بِکَبْشٍ أَمْلَحَ یَأْکُلُ فِی سَوَادٍ وَ یَشْرَبُ فِی سَوَادٍ وَ یَنْظُرُ فِی سَوَادٍ وَ یَمْشِی فِی سَوَادٍ وَ یَبُولُ وَ یَبْعَرُ فِی سَوَادٍ وَ کَانَ یَرْتَعُ قَبْلَ ذَلِکَ فِی رِیَاضِ الْجَنَّهِ أَرْبَعِینَ عَاماً وَ مَا خَرَجَ مِنْ رَحِمِ أُنْثَی وَ إِنَّمَا قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ کُنْ فَکَانَ لِیَفْدِیَ بِهِ إِسْمَاعِیلَ فَکُلُّ مَا یُذْبَحُ بِمِنًی فَهُوَ فِدْیَهٌ لِإِسْمَاعِیلَ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهِ (بحار الأنوار، ج۱۵، ص۱۲۸)
هنگامی که ابراهیم (ع) خواست اسماعیل (ع) را ذبح کند، خداوند متعال قربانی عظیمی را فدای او کرد. گوسفندی سیاه و سفید را که در چمنزار میخورد و در چمنزار میآشامید و در چمنزار مینگریست و در چمنزار راه میرفت و در چمنزار سرگین میانداخت و در چمنزار فربه شده بود.
پیش از آن، چهل سال در باغهای بهشت چریده بود و از هیچ گوسفند مادهای زاییده نشده بود،بلکه خداوند متعال به او فرمود هست شو! و او آفریده شده بود تا فدیه اسماعیل (ع) شود پس هرچه (بدین شیوه) در سرزمین منا ذبح می شود فدیه اسماعیل است تا روز قیامت.
همانگونه که مشاهده می کنیم اصلی ترین نکته مطرح شده در این قبیل روایات اینست که:
آن گوسفندی که ابراهیم (ع) مأمور ذبح آن شد، همان گوسفندی است که هابیل (ع) نذر کرده بود قربانی درگاه خدا شود و روایات دیگر هم در توصیف آن گوسفند نقل شده است.
• پیوند رسالت ابراهیم (ع) با رسالت حضرت آدم (ع)
آنچه از کلیات سرگذشت رسالت حضرت ابراهیم (ع) تا رسیدن به مأموریت ذبح آن گوسفند بیان کردیم، حاکی از آن است که پس از اتمام مرحله اول آزمون ابراهیم و اسماعیل (علیهما السلام) خداوند متعال، آن حضرت را مأمور نموده بود؛ در مرحله بعدی با ذبح آن گوسفندی که هابیل (ع) برای قربانی به درگاه خدا نذر کرده بود، یک حقیقت مهمی را که میان موضوع رسالت خود و رسالت حضرت آدم (ع) مشترک است، برجسته سازی کند و به نمایش بگذارد تا در تاریخ ثبت شود!
به عبارتی؛ حضرت هابیل (ع) هم از ماجرای ذبح عظیم و معانی آن (صبر و ایثار و حکمت و موعظه حسنه) مطلع بوده است و برای برجسته سازی حقیقت ذبح عظیم و معارف مرتبط با آن، موضوع "ذبح کردن" را مستمسک قرار داده و گوسفندی را برای قربانی کردن به درگاه خدا نذر نموده بود تا ذبح شود که خدا نذر او را به نحو احسن پذیرفت.
و به همین منوال (با استناد به روایت منقول از امام رضا (ع) که فرمود: فَکُلُّ مَا یُذْبَحُ بِمِنًی فَهُوَ فِدْیَهٌ لِإِسْمَاعِیلَ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهِ) هرکس در مناسک حج ابراهیمی و در پیروی از آئین ابراهیم خلیل الله (ع) از روی معرفت به این حکم، گوسفندی را در سرزمین منا ذبح کند درحقیقت اعلام می دارد که همچون آن برگزیدگان خدا به حقیقت ذبح عظیم تمسک یافته است.
اللهم ارزقنا شفاعة الحسین یوم الورود
مهدی جمالی کیا
.jpg)
.jpg)

بستن *نام و نام خانوادگی * پست الکترونیک * متن پیام |




