menusearch
mahdijamalikia.ir

واقعیت ماجرای ذبح اسماعیل (ع)

چهارشنبه ۲۰ مرداد ۰
(0)
(0)
واقعیت ماجرای ذبح اسماعیل (ع)
  • واقعیت ماجرای ذبح اسماعیل (ع)

 

  •  پیش از آغاز کلام ، علاقمندان و خوانندگان محترم را علاوه بر این گفتار ، به مطالعه جوانب دیگر موضوع ذبح عظیم ، در گفتارهای برگزیده دیگر مرتبط با این مبحث دعوت می‌کنیم:
  1. حقیقت ماجرای "ذبح عظیم" چیست؟  - برای مشاهده اینجا را کلیک کنید
  2. شرحی بر آیه 107 سوره صافات: «وَفَدَيْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ» - برای مشاهده اینجا را کلیک کنید
  3. جایگاه ابراهیم نبی (ع) در اسلام ناب محمدی (ص) - برای مشاهده اینجا را کلیک کنید
  4. متن و تصویر شرح اجمالی معارف ذبح عظیم - برای مشاهده اینجا را کلیک کنید

 

 

واقعیت ماجرای ذبح اسماعیل (ع)

 

قرنها و بلکه هزاران سال است ، واقعیت ماجرای ذبح اسماعیل (ع)  به طور صحیح بیان نمیشود.
چون این ماجرا با موضوع قبول ولایت محمد و آل محمد (ص) گره خورده است و به جهت اینکه اکثریت مردم جهان ، پیروان ادیان و مذاهبی (اعم از اسلامی و غیر اسلامی) هستند که ولایت محمد و آل محمد (ع) را قبول ندارند ، شرح این ماجرا برای آنان مشکل است.

از طرفی لجبازی و خصومت یهودیان بنی اسرائیل با دین خدا و دستکاری و تحریف آنان در علوم و معارف الهی به قصد ضربه زدن به دین خدا و اغفال و گمراه کردن مردم باعث گردیده حجم وسیعی از عقاید دینی و تاریخی مردم دنیا به آنچه که اسرائیلیات نامیده می شود آلوده گردد و مردم از درک حقایق معارف الهی وا بمانند. چنانکه انحراف جمعیت بزرگی از امت اسلامی در امر قبول ولایت علی (ع) پس از رحلت رسول خدا (ص) نیز نقشه یهودیان بوده است که سالها روی آن کار کرده بودند.


اما کسانی که طالب حقایق ناب الهی هستند (به ویژه شیعیان معتقد به امر ولایت و امامت) برای درک واقعیت این ماجرای سرنوشت ساز باید حسب وصیت رسول اکرم (ص) در حدیث ثقلین به سراغ منشأ اصلی علوم راستین بروند. یعنی آیات قرآن و تفسیر ائمه هدی (علیهم السلام) در ذیل آیات قرآن که حقیقت را کاملا واضح و روشن بیان فرموده اند.

 

  • حقیقت ماجرای ذبح اسماعیل (ع) چه بود؟

 

خلاصه آنچه می خواهیم در این گفتار بیان کنیم اینست که ماجرای ذبح اسماعیل (ع) درحقیقت ، حرکتی روشنگرانه برای نشان دادن شجره نامه و نسب پیامبر ختمی مرتبت (ص) و اهل بیت ایشان (علیهم السلام) بوده است.

بدین معنی که حضرت ابراهیم (ع) ابتدا یک پسر از جانب کنیز همسرش (هاجر (س)) به دنیا آورد که نام او را اسماعیل (ع) نهادند و در قرآن با صفت (غلامٍ حَلیم  (صافات - 101)) از او یاد شده و چند سال بعد نیز یک پسر از جانب همسر خویش (ساره (س)) بدنیا آورد که نام او را اسحاق (ع) نهادند و در قرآن از او با صفت (غلامٍ عَلیم(حجر - 53 و همچنین ذاریات - 28)) یاد شده است.

خداوند باریتعالی به سبب نوع رفتار اهل بیت حضرت ابراهیم (ع) تقدیر نمود وجود مقدس محمد و آل محمد (ص) از ذریه غلامٍ حلیم ، یعنی اسماعیل (ع) که فرزند کنیز خانواده آنها (هاجر (س)) بود به دنیا بیایند و حضرت ابراهیم (ع) نیز به مدد آنچه خدای تعالی به وی آموخته بود از چون و چرای این تقدیر الهی اطلاع داشت. 

یکی از بهانه های یهودیان بنی اسرائیل برای خصومت و عناد با خدا و دین خدا و رسولانش همین موضوع است که ادعا می کنند چون ما از ذریه همسر ابراهیم (حضرت ساره (س)) هستیم بر دیگران برتری داریم و خداوند باید پیشوایی و امامت مردم و نبوت آخرالزمان را به ما می سپرد نه به ذریه کنیز خانواده ما!!

این عقاید نادرست یهودیان و سرپیچی از مشیت الهی ، سرمنشأ فتنه بزرگ تاریخ عمر بشر است که بحث درباره آن در این مقاله نمی گنجد.

ماجرای ذبح اسماعیل (ع) در حقیقت مأموریتی است که خدا به ابراهیم و اسماعیل (علیهما السلام) محول نمود تا آنان با مساعدت هم ، برای همه دورانهای تاریخ و همه اهل عالم تبیین کنند چرا خدا این شرافت را به آنها داده و تقدیر نموده محمد و آل محمد (ص) از ذریه اسماعیل یدنیا بیایند؟ به نحوی که این روشنگری به شیوه ای شاخص صورت پذیرد و در همه دوران ها برسر زبان مردم بیفتد و علل آن قابل اجتهاد و فهم و درک باشد.

 

برای پی بردن به اسرار نهفته در ماجرای ذبح اسماعیل (ع) و درک این حقیقت بسیار مهم تاریخ خلقت ، باید ابعاد مختلف دوران زندگانی و رسالت حضرت ابراهیم (ع) و نقش اهل بیت و امت پیرو آن پیامبر عظیم الشأن ، و همچنین موقعیت خاص زمانی رسالت آن برگزیده خاص خدا را در نظر بگیریم و با بینشی وسیع و فراگیر به این واقعه بنگریم.

 

برخی از مهمترین معارفی که لازم است مد نظر بگیریم تا به این اسرار واقف شویم بدین قرار است:


1-    حضرت ابراهیم (ع)  اولین پیامبر اولوالعزمی بود که پس از واقعه طوفان نوح به رسالت برگزیده می شد.
در مقطعی از تاریخ خلقت (پس از دوران حضرت آدم (ع) تا دوران نوح نبی (ع)) ، تقریبا همه مردم ساکن زمین کافر شده بودند و با این وضعیت کار به جایی رسیده بود که به ظاهر ، خلقت خدا می رفت که به بیهودگی و تباهی گرایش یابد و به ناچار در این حالت تقدیر خدا بر این می شد که به این زندگانی بی حاصل مردم کافر خاتمه دهد و همه ساکنان زمین را هلاک کند.
برای این کفران همگانی اهل زمین در آن دوران ، دلایل متعددی متصور گردیده که از آن جمله عدم تکامل جسمی و روحی و عقلی بنی آدم و نفوذ آموزه های شیطانی در افکار و عقاید مردمی بوده که تجربه و درک درستی از عواقب رفتارهای شیطانی نداشتند و از طرفی هدایت پذیر و قابل اصلاح نبودند و تداوم نسل آنها باعث گسترش انسانهای کافر و بی دینی می شد که خلقت خدا را تباه نموده و باعث آزار و اذیت سایر ساکنان زمین می شدند و در حقیقت فرمان خدا مبنی بر هلاکت اهل زمین در آن مقطع از تاریخ خلقت ازروی حکمت و رحمت بوده است.
خداوند متعال از سر رحمت و حکمت و اتمام حجت برای نسلهای آینده ای که ممکن است درباره چون و چرایی این فرمان هلاکت عمومی به تردید بیفتند ، پیامبری مهربان و دلسوز را با طول عمر هزار ساله بر آنها فرستاد تا طی این مدت طولانی ، با تمام توان و در ابعاد مختلف به تربیت و ارشاد نسلهای متعددی از آنها بپردازد تا بلکه بتواند گروهی از آنها را به دین خدا هدایت نماید.
اما نشد که نشد و در نهایت به جز تعداد اندکی که ایمان آوردند و با کشتی نوح نجات یافتند بقیه اهل زمین به فرمان خدا هلاک شدند (روایتها در تعداد مؤمنان نجات یافته با کشتی نوح مختلف است و از 7 نفر تا 80 نفر ذکر شده است).
پس از این واقعه ، مجددا شمار زیادی از انسانها از نسل آن افراد با ایمانی که با کشتی نوح نجات یافته بودند تکثیر یافتند و دورانی فرا رسیده بود که لازم بود پیامبری صاحب شریعت به رسالت برگزیده شود و تنها دین خدا (=اسلام) را در میان مردم بنیانگذاری کند.

 

2-    همانگونه که در گفتار [ جایگاه ابراهیم نبی (ع) در اسلام ناب محمدی (ص) ] بیان نمودیم فرشته وحی در ابتدای رسالت حضرت ابراهیم (ع) عرش خدا را به آن حضرت نمایاند و آنحضرت به چشم خود نور محمد و آل محمد (ص) و شیعیان آنها را بر سینه عرش خدا دید و بدین سبب به محمد و آل محمد (ص) ایمان آورد و مسلمان شد و به طور خاص ، ولایت علی (ع) را پذیرفت و شیعه شد.
پس از آن ، به فرمان خدا به رسالت برگزیده شد و با راهنمایی فرشته وحی و کسب معرفت و آگاهی نسبت به دین اسلام ناب محمدی (ص) ، مأمور گردید تا این تنها دین راستین الهی را بنیانگذاری نماید و مردم را با بهترین منطق و بهترین شیوه تبلیغ و با موعظه حسنه به دین خدا دعوت نماید.
این پیامبر بزرگ خدا در کار بنیانگذاری دین اسلام و تبلیغ دین بر اساس منطق و موعظه حسنه به خواست خدا بسیار موفق عمل نمود. تا حدی که خداوند متعال در قرآن کریم هم او را و هم اهل بیتش را و هم پیروان باوفایش را به عنوان برترین الگو برای همه مسلمانان و بلکه همه اهل جهان معرفی نموده است و این موضوع در میان تمام پیامبران الهی تا قبل از ظهور پیامبر خاتم (ص) بی‌سابقه و منحصر به فرد است و جای دقت و تأمل و موشکافی دارد.

 

3-    حضرت ابراهیم (ع) بیشتر عمر گرانمایه خویش را صرف بنیانگذاری دین اسلام ناب محمدی (ع) نمود که یگانه دین یکتا پرستی و مورد قبول و رضای خداوندگار عالمیان است و خداوند متعال هیچ دینی را بجز دین اسلام از کسی نمی پذیرد.
 اما پس از انجام این رسالت بزرگ و مأموریتها و آزمونهای خاص و عظیمی که ماجرای شکستن بتها و معجزه نجات از آتش نمرودیان ، از شاخص ترین آنها بود کم کم دوران زندگانی آن پیامبر بزرگ خدا رو به پایان میرفت. و این در حالی بود که او صاحب فرزندی نبود.
حضرت ابراهیم (ع) که به واسطه علم و دانشی که فرشته وحی الهی از منبع علم مطلق خدا برایش می آورد به اسرار بزرگی از خلقت خدا دست یافته بود و از محمد و آل محمد (ص) و دین اسلام ناب محمدی (ص) اطلاع و آگاهی یافته بود و این دین را به مدد راهنمایی و هدایت الهی بنیانگذاری کرده بود ، در واپسین سالهای زندگی پر برکتش و پس از آن همه مجاهدت و موفقیت در آزمونها و بلایایی که به آن آزموده شده بود و توانسته بود رضایت خدا را در بالاترین حد تصور بدست آورد اکنون رازی را که یک عمر در سینه می پروراند و به آن عشق می ورزید و رؤیاهای شیرینی را با عشق آن در سر می پروراند به زبان آورد و از درگاه خدا تمنا نمود که ای پروردگار مهربان من! حال که تقدیر تو بر اینست که روزی نور محمد و آل محمد (ص) را در قالب مادی بشری به این دنیا بیاوری تا کار جهان و خلق جهان را اصلاح نمایند برمن منت بگذار و این شرافت را نصیب من بگردان که آن بزرگواران از نسل فرزندان من به دنیا بیایند: «رَبِّ هَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِينَ» «پروردگارا (مقامی) از (مقامات) بندگان صالح به من ببخش» (صافات - 100)  (بدین معنا که مقام پدری محمد و آل محمد (ص) را نصیب من بگردان و آن ذریه صالح را از نسل فرزندان من بدنیا بیاور).
قطعا خداوند متعال از احوال دل ابراهیم نبی (ع) آگاه بود و قبل از آنکه آن حضرت این درخواست را به زبان بیاورد از آن اطلاع داشت و اصلا شاید تقدیر خدا هم از اول همین بوده باشد. اما این دعای حضرت ابراهیم (ع) که خدا به او توفیق داد به زبان بیاورد نقطه عطفی شد برای آزمونهای روشنگرانه دیگری که باید آن حضرت به انجام می رساند تا پاسخ سؤالات کلیدی بزرگی باشد که آیندگان در این باره خواهند پرسید و راهنمای دانشمندان و محققینی باشد که می خواهند حکمت برخی از آنچه خدا مقدر نموده را بدانند.

 

4-    آنچه مشخص است اینست که خداوند متعال این درخواست حضرت ابراهیم (ع) را اجابت نموده و مقدر نموده که محمد و آل محمد (ص) از نسل فرزندان او بدنیا بیایند.
اما پیش از آن او را به آزمونی بزرگ و روشنگرانه و تبیین کننده مأمور نمود تا آن حضرت به مدد علم و دانش وسیعی که طی این سالها فراگرفته بود (و بازهم خدا او را در ادامه رسالتش رها نمی کرد و راهنمایی می کرد) کاری کند که همه مردم دنیا این حکمت خدا را درک کنند که: چرا خداوند متعال تقدیر نمود محمد و آل محمد (ص) از نسل هاجر (س) و فرزندش اسماعیل (ع) بدنیا بیایند و این شرافت نصیب ساره (س) و فرزندش اسحاق (ع) نشد.


حضرت ابراهیم (ع) همسری بنام ساره (س) داشت که دختر عموی او بود و زنی فاضله و با ایمان و بسیار زیبا و خوشرو بود که یار و مددکار حضرت ابراهیم (ع) در دوران رسالت و زندگانی پربرکتش بود.
حضرت ساره (س) نازا و عقیم بود و تا آن دوران از وصلت او با حضرت ابراهیم (ع) فرزندی حاصل نشده بود.

 

آغاز آزمون بزرگ حضرت ابراهیم (ع) از اینجا شروع شد که خدای متعال پس از آن دعای حضرت ابراهیم (ع) که مقام پدری محمد و آل محمد (ص) را از درگاه خدا درخواست نمود ، او را به پسری صبور و بردبار بشارت داد («فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ» «ما او [ابراهیم‌] را به نوجوانی بردبار و صبور [اسماعیل] بشارت دادیم  [صافات - 101]).

و نتیجه عینی این بشارت این بود که حضرت ساره (س) به جهت نازا و عقیم بودن خویش کنیزش حضرت هاجر (س) را به حضرت ابراهیم (ع) بخشید و پیشنهاد داد حضرت ابراهیم (ع) از طریق ازدواج با او صاحب فرزند شود.

 

حضرت هاجر (س) کنیزی بود که پادشاه مصر بابت عذرخواهی و دلجویی از سوء رفتاری که با حضرت ساره (س) نموده بود به حضرت ساره (س) بخشیده بود و آن بانوی مومنه پس از آشنایی با خانواده حضرت ابراهیم (ع) با تمام وجود و با خلوص نیت تمام به وحدانیت خدا و نبوت حضرت ابراهیم (ع) ایمان آورده بود.

حضرت ابراهیم (ع) این پیشنهاد را پذیرفت و به سبب ازدواج با حضرت هاجر (س) صاحب فرزند پسری شد که نام او را اسماعیل (ع) گذاشتند.


یهودیان در کتب تاریخی و دینی خود به وقایع پس از بارداری حضرت هاجر (س) پرداخته و از حسادت ساره (س) نسبت به هاجر (س) و فرزندش و پدید آمدن اختلاف شدید میان هاجر و ساره (سلام الله علیهما) سخن گفته اند که انعکاسی از این اسرائیلیات را میتوان در متون اسلامی هم یافت.

اما باید قبول کنیم که هم حضرت ساره و هم حضرت هاجر (سلام الله علیهما) از بندگان مخلص خدا و مادر انبیاء و رسولان الهی بوده اند و نسبت دادن چنین صفاتی به آنان صحیح نیست. علی الخصوص اینکه پیامبر گرامی اسلام (ص) برترین و کاملترین صلوات را ، صلوات ابراهیمی برشمرده اند که در آن بر ابراهیم و خاندان ابراهیم (علیهم السلام) صلوات فرستاده میشود ، همانگونه که بر محمد و آل محمد (صلوات الله علیهم) صلوات فرستاده میشود.

 

الف) صلوات ابراهیمی:

قال رسول الله (ص): «قولوا: اللّهمّ صلِّ علی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ کَما صَلَّیتَ عَلی إبراهیمَ و آلِ إبراهیم إنَّکَ حَمیدٌ مَجیدٌ وَ بارِک عَلی آلِ مُحَمَّدٍ و آل محمد کَما بارَکتَ عَلی إبراهیمَ وَ آلِ إبراهیمَ إنَّکَ حَمیدٌ مَجیدٌ». رسول خدا (در پاسخ گروهی از اصحاب که از او پرسیدند چگونه بر تو صلوات بفرستیم) فرمودند: «بگوئید: خداوندا بر «محمّد و آل محمّد» صلوات فرست، همان گونه که بر«ابراهیم و آل ابراهیم» صلوات فرستادی، براستی که تو ستوده و والائی. و بر «محمّد و آل محمّد» برکت و فزونی بخش، همان گونه که بر «ابراهیم و آل ابراهیم» برکت و فزونی دادی، براستی که تو پسندیده و عظمائی». (کنزالعمّال - ج2 - ص176). 

 

ب) نام بردن خدا از ساره (س) بعنوان اهل بیت ابراهیم (ع):

در آیات 69 الی 73 سوره هود نیز مشاهده می کنیم خداوند متعال ماجرای بشارت دادن فرشتگان به ابراهیم و ساره (علیهماالسلام) به فرزندی بنام اسحاق (و پس از اسحاق به یعقوب(علیهماالسلام)) را بیان فرموده و  در آیه 73 می فرماید که فرشتگان حضرت ساره (س) را از اهل بیت نامیدند:

«قَالُوا أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ ۖ رَحْمَتُ اللَّهِ وَبَرَکَاتُهُ عَلَيْکُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ ۚ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ» «گفتند: آیا از فرمان خدا تعجب میکنی؟! این رحمت خدا و برکاتش بر شما اهل بیت است؛ چرا که او ستوده و والا است!» (هود - 73)

 

منطقی ترین و ملایم ترین بیان ، درباره روابط ابراهیم و ساره و هاجر (علیهم السلام) پس از این وقایع می تواند این روایتی باشد که علی ابن ابراهیم قمی (ره) در تفسیر قمی از قول امام صادق (ع) بیان نموده (تفسیر قمی - ج 1 - ص 60): «فَلَمَّا وُلِدَ لَهُ مِنْ هَاجَرَ إِسْمَاعِيلُ اغْتَمَّتْ سَارَةُ مِنْ ذَلِکَ غَمّاً شَدِيداً- لِأَنَّهُ لَمْ يَکُنْ لَهُ مِنْهَا وَلَدٌ- کَانَتْ تُؤْذِي إِبْرَاهِيمَ فِي هَاجَرَ وَ تَغُمُّهُ فَشَکَا إِبْرَاهِيمُ ذَلِکَ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ» «پس وقتی اسماعیل از هاجر متولد شد ، ساره را از این بابت غمی شدید فرا گرفت - که چرا خدا از ناحیه او فرزندی به ابراهیم نداده است - و بدین سبب ابراهیم را درباره هاجر می آزرد و غمگین مینمود. پس ابراهیم این موضوع را به درگاه خدای عز و جل به شکایت برد)»


بهتر است این روایت را اینگونه تعبیر کنیم که حضرت ساره (س) به سبب ولادت این فرزند نور چشمی که خدا پس از سالیان دراز و در کهولت سن از طریق حضرت هاجر (س) به حضرت ابراهیم (ع) بخشید و به سبب موقعیت خاص حضرت ابراهیم (ع) در میان امتش مورد توجه همگان قرار گرفت و نورچشم دیدگان همگان شد روزی به حضرت ابراهیم (ع) گفت: من احساس میکنم شیطان میخواهد مرا بدین سبب به رشک و حسد وادارد و من بیم دارم از این وسوسه شیطان در امان نمانم. لذا از حضرت ابراهیم (ع) تقاضا نمود هاجر و اسماعیل (علیهماالسلام) را در محلی دور سکونت دهد تا از این وسوسه شیطانی در امان بماند. 


حضرت ابراهیم (ع) نیز به سبب علومی که از منبع وحی دریافت نموده بود به ابعاد مختلف این موضوع آگاهی داشت و می دانست این نقطه ضعف زنانه برای شیطان بهانه ای قوی و کار آمد است که می تواند حس حسد و غرور را در ساره (س) برانگیزد و باعث تأثیر گذاشتن در سلامت روحی و جسمی نسل فرزندان او شود. فلذا به شدت آزرده خاطر شد و برای آن دنبال راه چاره می گشت تا حدی که از درگاه خدا استمداد خواست. و در نهایت فرشته وحی از جانب خدای تعالی به او ابلاغ نمود هاجر و اسماعیل (علیهما السلام) را از آن سرزمین هجرت دهد و به بیابانی لم یزرع در حجاز ببرد و در آنجا سکونت دهد.


و خب البته اکنون پس از آن دوران بر ما مشخص است که اینها در حقیقت بهانه ای بوده برای تحقق آنچه خدا برای آزمودن  هاجر و اسماعیل (علیهماالسلام) در بیابان لم یزرع حجاز تقدیر نموده بود و بدین سبب میخواست مراتب والای مقام صبر و رضا و تسلیم در برابر مشیت الهی آن بزرگواران را به همه اهل عالم نشان بدهد.

 

اما نکته مهم تأثیر گذاشتن همان مقدار "احساس اندک" از حس حسادت و غرور در حضرت ساره (س) است که احساس میکرد شیطان میخواهد او را بدان وسوسه کند. چرا که پس از گذشت مدتی ، فرشته وحی ، حضرت ابراهیم (ع) را به پسری دانشمند (ِغُلَامٍ عَلِيم = اسحاق) از ناحیه حضرت ساره (س) بشارت داد (حجر - 53 و همچنین ذاریات -28) و ساره (س) هم ناباورانه و در کمال تعجب و آنهم در کهولت سن ، صاحب فرزندی شد که نام او را اسحاق گذاشتند (ع) و از نسل اسحاق (ع) نیز فرزندی بنام یعقوب (ع) بدنیا آمد. از نسل فرزندان و نوادگان ساره و اسحاق و یعقوب (علیهم السلام) دو گروه بدنیا آمدند که یکی نسل نیکان و صالحان بود و پیامبران والامقامی از میان آنان برگزیده شدند و دیگری نسل خبیثی بود که به کارشکنی و بهانه تراشی و لجبازی در امر خدا روی آوردند و یگانه دین خدا (=اسلام) را مکررا تحریف نموده و به مرور زمان ادیان و مذاهب دیگری نشر و گسترش دادند و برای خدا شریک قائل شدند و با پیامبران و اولیای خدا به خصومت و دشمنی پرداختند و بسیاری از آنان را کشتند و هرگونه فسادی را در میان خلق خدا رواج دادند.


شاخص ترین نسل خبیثی که اینگونه به دشمی و عناد با دین خدا و پیامبران الهی پرداختند گروهی از فرزندان یعقوب نبی (ع)  بودند که اجمالا بنی اسرائیل نامیده میشوند و یهودیان بنی اسرائیل که پیروان یهودا بودند سرسخت ترین و باانگیزه ترین آنها بودند که در دشمنی و خصومت با خدا و دین خدا و انبیاء و اولیای خدا بصورت سازمان یافته و برنامه ریزی شده و هدفمند عمل می کردند و حاصل تجربیات خود را نسل به نسل برای آیندگان خود به ارث میگذاشتند و هنوز هم بازماندگان آن قوم ملعون به مدد تجربیات نیاکان خبیث شان راه آنان را ادامه میدهند. 


رفتار این گروه خبیث از پیشوایان و هدایتگران قوم ملعون بنی اسرائیل با طرز رفتار گروه دیگری از فرزندان یعقوب (ع) که از انبیاء و اولیای الهی بودند کاملا متضاد و متناقض است. فلذا به روشنی در میابیم که یک دوگانگی رفتار در میان فرزندان یعقوب نبی (ع) مشاهده می شود. سر منشأ این دوگانگی رفتار از همان اصلی ترین آموزه های شجره شیطانیان نشأت می گیرد که صفات کبر و حسد است و از همان احساس حضرت ساره (س) مبنی بر وسوسه شیطان به صفات غرور و حسد ناشی میشود. کما اینکه در گفتار [ علت پیدایش دوگانگی در رفتار فرزندان آدم (ع) ] از کتاب ذبح عظیم نیز اشاره کردیم دوگانگی رفتار فرزندان حضرت آدم (ع) از احساس زودگذر و ناچیز حس کبر و حسد آدم و حوا (علیهما السلام) به مقام محمد و آل محمد (ص) ناشی شد که القائات شیطان مسبب آن بود.

 

5-    اکنون با در نظر گرفتن نکات فوق بهتر میتوانیم نتیجه بگیریم که حکمت ماجرای ذبح اسماعیل (ع) چه بوده است.
بنی اسرائیل (=فرزندان یعقوب (ع)) ادعا میکنند که از نسل حضرت ابراهیم و همسرش ساره (علیهما السلام) هستند و قوم برترند و خدا آنها را بر سایر مخلوقاتش برتری داده و هرکس که از نسل و نسب آنان نباشد لیاقت برتری و پیشوایی و  امامت مردم را ندارد.
خداوند متعال حضرت ابراهیم (ع) را مأمور نمود تا به بهترین شیوه ای که میتواند برای همه مردم در همه دورانها این نکته را به روشنی تمام تبیین کند که چرا خدا مقدر نموده نسل محمد و آل محمد (ص) از ذریه هاجر و اسماعیل (علیهما السلام) به دنیا بیایند و این تقدیر را در نسل فرزندان ساره و اسحاق و یعقوب (علیهم السلام) مقدر ننموده است؟

چرا؟ چون هاجر (س) به صفات غرور و حسد آلوده نبود و نسل فرزندانش به این صفات و تبعات آن آلوده نمی شدند و شایسته مقام امامت و نبوت و رسالت در آخرالزمان بودند.
لذا در دورانی که حضرت اسماعیل (ع) به سن بلوغ و سعی رسیده بود (در اظهار رأی و نظر و توانایی کسب روزی استقلال یافته بود) در یکی از ایامی که حضرت ابراهیم (ع) برای ملاقات با او  به سرزمین حجاز رفته بود اتفاق عجیبی افتاد.
حضرت ابراهیم (ع) برای چند شب (در مواقف مختلف) خواب هایی می دید که از تعبیر آن خوابها اینگونه برداشت نمود که باید برای اثبات و تبیین این امر مهم در انظار مردم دنیا (که به چه علت خدا تقدیر نموده نسل محمد و آل محمد (ص) را در ذریه اسماعیل (ع) قرار دهد) به الگوی ذبح عظیم توسل پیدا کند که هم روشنگر مکتب ابراهیمی در شیوه‌ی هدایت مردم به دین خدا با صبر و ایثار است و هم نشانگر درجات عالی تسلیم و رضا در برابر مقدرات الهی از جانب برترین اولیای خداست.

یعنی ابراهیم (ع) می خواست با مساعدت اسماعیل (ع) الگوی شهادت فرزند علی و زهرا (علیهما السلام) که والا مقام ترین پدر و مادر پیشگاه خدا هستند و فرزندی (حسین(ع)) تربیت مینمایند که حاضر است هرگاه خدا اراده نمود برای احیای دین خدا ایثار کند و ذبح شود را به اجرا بگذارند.

و بدین سبب بر همگان مشخص شود چرا آنان شایستگی دارند خدا دعایشان را اجابت کند و تقدیر نماید محمد و آل محمد (ص) از ذریه آنان (ابراهیم و هاجر و اسماعیل (علیهم السلام) بدنیا بیایند. 
حسین (ع) فرزند علی و زهرا (علیهما السلام) است که والا مقام ترین پدر و مادر پیشگاه خدایند.

حسین (ع) شاخص ترین الگوی صبر و رضا و تسلیم در برابر تقدیر و آزمونهایی است که خدا بر محبوب ترین مخلوقاتش مقدر کرده است.

و بدین سبب ماجرای جانسوز ذبح آن فرزند اشرف مخلوقات خدا از آغاز خلقت  بر سر زبان اهل آسمان و زمین بوده و مایه فخر عالم و آدم بوده است (دقیقاً نقطه مقابل صفات قوم ملعون و خبیث یهود).


لذا  ابراهیم نبی (ع) موضوع این مأموریت حساس تاریخ خلقت را با فرزندش اسماعیل (ع) در میان گذاشت:

«فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَىٰ فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُکَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَىٰ ....» «پس زمانی که اسماعیل به سن بلوغ و سعی رسید ابراهیم به او گفت: ای پسرم من در خواب دیدم که تو را ذبح میکنم (مأموریت یافته ام تا با مساعدت تو ذبح حسین (ع) در کربلا را به نمایش بگذارم و برای جلب رضایت خدا ، حسین (ع) را به درگاهش به شفاعت ببرم). پس نظر بده که رأی تو چیست؟» (صافات - 102)
 و فرزند نیز با اشتیاق تمام قبول کرد و به پدر فرمود:
«.... قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ» «اسماعیل گفت: ای پدر آنچه را بدان مأمور شده ای انجام بده که به خواست خدا حتماً مرا در انجام آن صبور و بردبار خواهی یافت» (صافات -102)

( یعنی اسماعیل (ع) نیز پذیرفت با مساعدت پدرش به شیوه ای که نمایانگر درجات بالای صبر و ایثار باشد این حقیقت را تبیین کنند).

و بدین ترتیب پدر و پسر برای تبیین این موضوع که تا چه اندازه راضی به رضای خدا و تسلیم امر او هستند و در آزمونهایی که خدا برای آنها مقدر مینماید صبر میکنند تصمیم گرفتند به الگوی ذبح عظیم (حسین ابن علی (ع)) اقتدا کنند و به او توسل جویند و او را واسطه قرار دهند تا خدا دعایشان را بپذیرد و نسل محمد و آل محمد (ص) را در ذریه ایشان قرار دهد. و به همین سبب تصمیم گرفتند صحنه ای شبیه صحنه شهادت حسین (ع) در روز عاشورا را به اجرا بگذارند که الگوی فرزند والا مقام ترین پدر و مادر جهان هستی است که صاحب مقام صبر است و پدر و مادرش او را بگونه ای تربیت نموده اند که حاضر است هرگاه خدا اراده نمود برای احیای دین خدا ایثار کند و ذبح شود.
پسر از پدر تقاضا نمود تا او را همچون لحظات آخر شهادت حسین (ع) به حالت قفا بخواباند و پیشانی او را به نشانه تسلیم محض در برابر امر خدا بر زمین بگذارد و آنگاه با قصد و نیت تمام اقدام به ذبح او نماید تا خدا خود هر آنچه را می پسندد تقدیر نماید.
و آن زمان که پدر و پسر با نیتی خالص و صادقانه اینچنین کردند:
«فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ». پس هنگامی که پدر و پسر (هردو) «تسلیم» امر خدا شدند و پدر پیشانی (جبین) پسر را (به علامت بندگی محض خدا) برخاک گذاشت؛ (صافات - 103)
ناگهان فرشته وحی به امر خدا برای آنان بشارت آورد که:
 «وَنَادَيْنَاهُ أَنْ يَا إِبْرَاهِيمُ» «به ابراهیم ندا دادیم که ای ابراهیم!» (صافات - 104) «قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا إِنَّا کَذَٰلِکَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ». «تو چقدر خوب ثابت کردی که آنچه یک عمر در رؤیاهای شیرینت به آن می اندیشدی و از درگاه خدا مسئلت می کردی صادقانه بوده است. و اینگونه است که ما به بندگان نیکوکار پاداش می‌دهیم» (صافات - 105)
«إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ الْبَلَاءُ الْمُبِين» «و این (کاری که به مدد فرزندت برای تبیین و روشنگری این تقدیر بزرگ انجام دادید) بهترین شیوه روشنگری و تبیین این حقیقت بود (و خدا آن را در بالاترین مراتب پسندید و از شما پذیرفت)» (صافات - 106)
«وَفَدَيْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ» «و فدیه دادیم آن را به ذبح عظیم! (شهادت ابا عبدالله الحسین (ع))» (صافات - 107)

پس اکنون آنچه در سر داشتی و به آن می اندیشیدی را فدای ذبح عظیم (شهادت ابا عبدالله الحسین (ع) که به آن توسل جستی و او را شفیع درگاهم نمودی تا آرزویت را اجابت کنم) نمودم.

یعنی آرزوی تو را اجابت نمودم و نسل محمد و آل محمد (ص) را در ذریه اسماعیل (ع) مقدر نمودم.

یعنی اصل الگوی ذبح عظیم را در ذریه تو مقدر نمودم و بدین سبب محمد و آل محمد (ص) از ذریه تو و فرزندت اسماعیل (ع) بدنیا خواهند آمد و حسین (ع) فرزند شما نیز محسوب می شود و شما در ثواب اصل الگوی ذبح عظیم (ذبح حسین پسر علی و فاطمه (علیهم السلام)) شریک خواهید بود.

 

  • حدیث نبوی حسین منی و انا من حسین


قال رسول الله (ص):
حُسَینٌ مِنّی وَ أَنَا مِن حُسَینٍ أَحَبَّ اللهُ مَن أَحَبَّ حُسَیناً حُسَینُ سِبطٌ مِنَ الاَسباطِ  (بحار الانوار، ج 43، ص 271)
حسین (ع) از من است و من از حسینم، کسی که حسین (ع) را دوست بدارد خدا دوستش دارد حسین (ع) ذریّه ای از ذریّه هاست!


اینکه رسول خدا (ص) بطور استعاره وجود خود را مدیون وجود حسین (ع) می‌داند، بدین معنی است که قرار گرفتن نور محمد و آل محمد (ع) در صلب اسماعیل (ع) به سبب آن بود که ابراهیم و اسماعیل (علیهما السلام) برای استجابت دعایشان به حسین (ع) اقتدا کردند و الگوی ذبح او را به اجراء گذاشتند و خدا این توسل و تمسک آنان به نور حسین (ع) را در مراتب بسیار بالا پسندید و پذیرفت و دعای ابراهیم (ع) را که از خدا خواسته بود محمد و آل محمد (ص) را از ذریه او بدنیا بیاورد مستجاب نمود.

و آنجا که رسول خدا (ع) در این روایت می فرماید: «حسین (ع) ذریه ای از ذریه هاست» نشان می دهد؛ رسولان والامقامی، از نسلهای پیشین، آرزو داشته‌اند که حسین (ع) از نسل و ذریه آنان باشد (بویژه ابراهیم خلیل الله و فرزندش اسماعیل (ع)) و خدا این شرافت را نصیب آنان نموده است! 
چنانکه در زیارت وارث خطاب به اباعبدالله الحسین (ع) عرض می کنیم:
أَشهَدُ أَنَّکَ نُوراً فِی الأَصلابِ الشّامِخَةِ وَ الأَرحَامِ المُطَهَّرَةِ  لَم تُنَجِّسکَ الجاهِلیَّةُ بِأَنجاسِها
گواهی می‌دهم به اینکه تو نوری بودی در صلب اولیای والامقام و رحمهایی پاک، 
که جاهلیت؛ هیچ‌گاه (در هیچ دوره ای از تاریخ) نتوانست تو را (نور تو را که در وجود آنان نهفته بود) به انواع آلودگی هایش آلوده کند


    
آری...
آنچه که موجب گردید خداوند متعال نسل محمد و آل محمد (ص) را از هاجر و اسماعیل (علیهماالسلام) مقدر نماید مراتب بالای روحیه تسلیم و رضا و صبر در برابر تقدیر و مشیت الهی در این بزرگواران بود که به اثبات رساندند و برای اثبات آن به شاخص ترین الگو و مصداق این صفات ، بعنی حسین (ع) توسل پیدا کردند و او را شفیع درگاه خدا نمودند تا بر آنان منت بگذارد و این آرزوی بزرگ را برایشان اجابت کند. و ابراهیم و اسماعیل (علیهماالسلام) توانستند به این ترتیب به بهترین شیوه ای که خدا پسندید ، این حقیقت را برای همه مردم حقیقت جو تا آخر دنیا به خوبی تبیین کنند.

ابراهیم و اسماعیل (علیهما السلام) با الگوگرفتن از اباعبدالله الحسین (ع) یک سنت حسنه مهم را به یادگار گذاشتند تا سرمشق همه انبیاء و اولیای خدا گردد. و آن شیوه‌ی دعوت مردم به دین خدا با استعانت از صفات صبر و ایثار و حکمت و موعظه حسنه است.

 

و البته که در نقطه مقابل ، گروهی از بنی اسرائیل با وجود اینکه از فرزندان پیامبران بزرگ خدا ، اسحاق و یعقوب (علیهما السلام) بودند ، اما در موضوع مهم تسلیم و رضا در برابر امر و فرمان الهی دچار ضعف شدیدی بودند ، هرگز شایستگی کسب چنین شرافتی را نیافتند و همواره به دین خدا لج کردند و مردم را به شیوه های ناجوانمردانه ای همچون سلطه و اجبار و اکراه و نیرنگ و تحریف و دروغ و خرافه پردازی و خیانت ،از راه حق بازداشتند و به همین سبب خداوند متعال در آیات فراوانی از قرآن کریم رفتارهای ناپسند آنان را برشمرده و نکوهیده و بارها آنان را لعنت کرده و مسلمانان را از دوستی و قبول ولایت آنان منع کرده است.

 

 

 

 


اللهم ارزقنا شفاعة الحسین یوم الورود

مهدی جمالی کیا


 

[ رفتن به صفحه فهرست ]

 

   متن و تصویر شرح معارف ذبح عظیم بخش دوم - وبلاگ www.mahdijamalikia.irwww.zebheazim.ir
متن و تصویر شرح معارف ذبح عظیم بخش دوم
  متن و تصویر شرح معارف ذبح عظیم بخش سوم - وبلاگ www.mahdijamalikia.irwww.zebheazim.ir
متن و تصویر شرح معارف ذبح عظیم بخش سوم
   متن و تصویر شرح معارف ذبح عظیم بخش هشتم - وبلاگ www.mahdijamalikia.irwww.zebheazim.ir
متن و تصویر شرح معارف ذبح عظیم بخش هشتم
  متن و تصویر شرح معارف ذبح عظیم بخش نهم - وبلاگ www.mahdijamalikia.irwww.zebheazim.ir
متن و تصویر شرح معارف ذبح عظیم بخش نهم
 آیه 107 سوره صافات - و فدیناه بذبح عظیم
آیه 107 سوره صافات - و فدیناه بذبح عظیم
 کتاب ذبح عظیم تألیف مهدی جمالی کیا
کتاب ذبح عظیم تألیف مهدی جمالی کیا
 share network
نظرات کاربران
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

1 نظر
زینت سادات سرتیپی
چهارشنبه ۲۱ مرداد ۵
پاسخ
()
()
زینت سادات سرتیپی
سلام ، من در منبري شنيدم که حضرت اسماعيل ع در پيري به شهادت مي‌رسد آيا درست است ؟
پاسخ مدیر سایت
سلام علیکم مطابق روایت منقول از امام صادق(ع) آن حضرت اسماعیل(ع) که با الگو گرفتن از امام حسین(ع) قوم خود را به دین خدا دلالت مینمود و در نهایت بدست یهودیان بنی اسرائیل به شهادت رسید جناب اسماعیل صادق الوعد(ع) است که در آیه 54 سوره مریم از او یاد شده است. ما نیز در فصل هفتم کتاب "سوره مریم مخزن الاسرار کربلا" به شرح ماجرای رسالت ایشان پرداخته ایم. مخاطبین محترم می توانند کتاب "سوره مریم مخزن الاسرار کربلا" را از سایت ما بطور رایگان دانلود نموده یا بطور آنلاین مطالعه بفرمایند. موفق و موید باشید
پاسخ مدیر سایت
سایت ساز و فروشگاه ساز یوتاب